2777
2789
عنوان

یکی از عجیب ترین مراجعه کننده هام

1896 بازدید | 83 پست

یک خانم متاهلی که طلاق گرفته بود با یک پسر مجرد ازدواج میکنه (آقا پیش من میومد برای تراپی).چند وقتی میگذره این آقا جلوی خانواده اش می ایسته و میکه من فقط فلانی رو میخوام و خلاصه زندگی مشترک شروع میشه .خانم از اونجایی که ازدواج دومش بوده حسابی کاربلد بوده و مرده هم دیگه زندگی براش گل و بلبل .بعد از چند وقت آقا متوجه رفت و آمد های مشکوک خانم میشه و تصمیم میگیره یه روز که خانم خونه نیست توی خونشون دوربین مدار بسته نصب کنه .که خدایی نکرده خطری خانم رو تهدید نکنه .چون از صبح تا شب سرکار بوده آقا.بعد از ۲ ۳ ماه تصمیم میگیره این فیلم های دوربین رو نگاه کنه ، و متوجه میشه ۲ ۳ ماه خیانت فیلم برداری شده ....دوست دارید بقیشو بدونید؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نصف و نیمه مینویسی بعد تازه میپرسی دوست دارین بقیه شو بدونین ؟

از بعضی کاربرا يه اسكرين شاتايی تو گوشیمه كه فقط دوس دارم باهاتون به مشكل بخورم!  😂🤌🏻                                    

لایک کن‌‌

خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار می‌کشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله می‌شویم وبی صدا می‌میریم..

خب

هیچ‌چیزی انقدر مقدس نیست که نشه زیر سوال بردش!!  زندگی که یک‌بار زیرسوال نره ارزش زیستن نداره                                       مَن اَز مَن مُردَمو پیدا شدم باز!!

نه دوس نداریم بای

بهترین اتفاق زندگیم سال 1402 اتفاق افتاد ولی سال 1402 بدترین سال زندگیم بود ،درواقع بهترین اتفاق زندگیم در بدترین سال عمرم اتفاق افتاد و در واقع حتی بهترین اتفاق هم نتونست بدترین سال رو به بهترین سال یا حتی یه سال معمولی تبدیل کنه/ من ناراحت نیستم، نمیخوام هم برگردم به اون روزا، متنفر هم نیستم، فقط حسرت میخورم کسی هست بفهمه چی میگم؟/خاطرات عجیبند./ تفاوت غم در کودکی و بزرگسالی، مزمن شدنش است/ آدمهای جدیدی وارد زندگی ام شدند، آنها هم ناامید کننده بودند، مثل تو،اما آمدنشان کمترین سودی که برایم داشت این بود که خاطرات تو را در ذهنم به قدر یک سر سوزن رساندند،آمدنشان باعث شد کمی خودم را بیشتر باور کنم. آمدنشان باعث شکستگی مجدد قلبم شد، اما من که اولین بارم نیست، کنار می آیم (3دی 1404)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز