قبلا یه تاپیک زدم پرسیدم کی بگم بهش، اکثرا گفتن بعد ماه سوم، اما دیدم شوهرم دوست داره دلم سوخت براش، دیشب خونه خواهر شوهرم مهمون بودیم یواشکی بهش گفتم،به مادرشوهرم که گفتم می دونستم خوشحال میشه اما نمی دونستم دیگه اینجوری، صد برابر مامان خودم ذوق کرد، هی بغلم می کرد فشارم میداد😄، انقدر اشک شوق ریخت انقدر دست به اسمون برد و شکر کرد که حد نداره، حالا ما یه بار اقدام کردیم فقط این جوری رفتار می کرد انگار بعد ۲۰ سال نذر و نیاز بچه دار شدیم، خلاصه تا اخر مهمونی هم منو نشوند کنار خودش نذاشت تکون بخورم گفت فقط تو بخور😅، اخرشم به شوهرم توصیه کرد که نذاری تو خونه از خودش کار بکشه، میدونستم خوبه اما نمی دونستم تا این حد
عزیزم.ما ۸هفتگی به پدر و مادرهمسرم و خواهرش گفتیم. اونا هم خیلی خیلی ذوق کردن. اصلا ی چیز عجیب. هی هم چیزایی که دوست دارم میاوردن بخور. هی به شوهرم سفارش . خلاصه خیلی هوامو دارن.