2777
2789
عنوان

مامانمو به گریه انداختم

202 بازدید | 9 پست

زوری شوهرم داد 


زوری گفت درستو ول کن 


بخاطره کار و رفتار هایی که با من کرده اصلا اعتماد به نفس ندارم حتی نمیتونم حرف بزنم 


هرچی بهش میگفتم میرفت به آبجی جون هاش و خواهر زاده هاش میگفت 


اصرار داره من چادر بپوشم 


گفتم تو دشمن منی اصلا دلم نمیخاد همچین مادری مثل تو داشته باشم 


گفت ایشاالله بچه دار شی ببینم تو چجوری تربیتش میکنی 


گفتم هرچقدر بدتربیتش کنم حداقل بهتر از تو تربیتش میکنم 


هیچی دیگه آخرشم گریه کرد 


منم هیچکاری نکردم 


وقتایی بودکه من پیشش گریه میکردم نمیپرسید دخترم دردت چیه چته  


یه بغل ساده نمیکرد 


منمم گزاشتم به حال خودش 


اصلا دلم براش نمیسوزه 


رسما با آیندم بازی کرد 



turk Giziam

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

والا درحقت بدی کرده بدی که نه ظلم کرده  


فقط به امید این زنده ام که روزی درمان سی پی بیاد❤️ که منم نشستن و راه رفتنه پسره کوچولوم فرشته ی بی بالم و ببینم❤️ پسرم با تو، تو این جاده ها بدون امیدم میتونم زندگی کنم🫂

خب گریه کنه مهم نیستو این همه زجر کشیدی مگه براش مهم بود

اره برا همین دلم براش یه ذره نمیسوزه 

اصلا دیگه حسی مادری بهش ندارم 

به عنوان کسی نگاه میکنم دشمنمه

turk Giziam

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

درخواست بدین

jdhheh | 19 دقیقه پیش
2791
2779
2792