2777
2789
عنوان

خونه مادر شوهر بعد از عقد

1290 بازدید | 51 پست

ببخشید سوال شخصی میکنم اگه میخواید جواب بدید

بعد از عقدتون شبا خونه مادرشوهرتون می موندید؟

یا شوهرتون خونه شما می موند؟

در کل شما چقدر میرفتید خونه مادر شوهرتون یا

شوهرتون چقدر میومد خونه شما؟

پسرکم...عزیز دل مادر ...من تورو به دنیا نیاوردم ولی بدون:زیباترین روز های زندگیمو کنار تو گذروندم فرشته کوچکم...از همون لحظه که دست های نحیف و کوچیکت رو روی صورتم کشیدی شدی شازده کوچولوی من😅💔...شدی تکه ای از وجودم...تورو با همه عشق و محبت مادریم وصله زدم به تنم شیرین زبون مادر ...تا بشی پاره تنم ...پاره جدا نشدنی تنم...همون لحظه که فیلم شکنجه شدن آوا کوچولو رو دیدم...با خودم گفتم چطور میشه؟؟؟؟مهر این بچه ای معصوم به هر دل سخت و سنگی رسوخ میکنه...چطور انقدر تنفر؟چطور انقدر بی رحمی؟پسرکم ...از همون روزی که قرار شد مادرت باشم...با خودم عهد بستم اگرچه به دنیات نیاوردم...اما دنیایی رو برات به ارمغان بیارم...دنیایی پر از عشق...پر از محبت...بغلت کنم...قربون صدقه ان برم و عشق و محبت مادریم رو به پات بریزم...این نامه ازطرف مامان آیسانه...به میکائیل کوچولو ...پاره تن مامان🙂💕مهربان باشیم ...با کودکانی که گاهی جز خدا ، پناهی ندارند...

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خواهرای من که عقد بودن

هفته ای یک شب شوهرشون خونه ما بود

هفته ای یک شب خواهرم اونجا بود

***عزیزانم لطفا در تاپیک های ختم و حاجت روایی ها تگم کنید. یک دنیا سپاس برای مهربانی شما ***

من عقد و عروسیم یکی بود کلا ۶ماه نامزد موندم اونم سه بار رفتم خونه مادرشوهر سه تا ناهار رفتم برگشتم بدم میومد برم بمونم یا نامزدم بیاد بمونه 

کودکانه دوستم بدار مثلا وقتی مادرت گفت:《این نه !》همان جا بنشین و برایم گریه کن

من عقدم دعوت ب دعوت میرم خونشون ماهی یکبار تقریبا میرم شام میخورم چون یکم راهمون دوره شب میخوابم ۸صب میرم 

همسرمم دعوت ب دعوت میاد تقریبا هر ۲هفته یکبار شام میخوره میره خونشون 


سعی کن بدون دعوت نری و مزاحم کسی نشی

هر شبم خونه ما بود روزانه کار داشت وگرنه نمی‌رفت بیرون

اخی😂

پسرکم...عزیز دل مادر ...من تورو به دنیا نیاوردم ولی بدون:زیباترین روز های زندگیمو کنار تو گذروندم فرشته کوچکم...از همون لحظه که دست های نحیف و کوچیکت رو روی صورتم کشیدی شدی شازده کوچولوی من😅💔...شدی تکه ای از وجودم...تورو با همه عشق و محبت مادریم وصله زدم به تنم شیرین زبون مادر ...تا بشی پاره تنم ...پاره جدا نشدنی تنم...همون لحظه که فیلم شکنجه شدن آوا کوچولو رو دیدم...با خودم گفتم چطور میشه؟؟؟؟مهر این بچه ای معصوم به هر دل سخت و سنگی رسوخ میکنه...چطور انقدر تنفر؟چطور انقدر بی رحمی؟پسرکم ...از همون روزی که قرار شد مادرت باشم...با خودم عهد بستم اگرچه به دنیات نیاوردم...اما دنیایی رو برات به ارمغان بیارم...دنیایی پر از عشق...پر از محبت...بغلت کنم...قربون صدقه ان برم و عشق و محبت مادریم رو به پات بریزم...این نامه ازطرف مامان آیسانه...به میکائیل کوچولو ...پاره تن مامان🙂💕مهربان باشیم ...با کودکانی که گاهی جز خدا ، پناهی ندارند...

من خیلی میرفتم و خیلی می موندم اما شوهرم هفته ای یکی دوبار یه وعده میومد و شبم نمیخوابید

⚘اللّهم عجل لولیک الفرج⚘ اگر زحمتی نیست برای شادی روح مادرم صلوات بفرستید . تنتون سلامت و دلتون خوش...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792