اه اه چقدر از این اسم بدم میاد قبلا تو نی نی سایت خیلی رواج پیدا کرده بود شوشو اه
خوب جونم براتون بگه برادر شوهرم ۷ ساله ازدواج کرده و خانومش جهاز انچنانی نداشت و سالی که تصمیم به ازدواج داشت ما تصمیم بر خونه خریدن داشتیم دوتا برادر باهم دوتایی که مبلغ داشتن چه بسا همسر من کمتر خلاصه ما خونه خریدیم برادر شوهرمم دنبال خونه بود و البته خاستگاری ام رفتن و اوکی گرفتن نامزد شدن بعد یهو این نظرش برگشت و خونه نخرید 😐خودش که ۶ قلم وسیله شیر بها بود خریده بود با کمک ما و پدر شوهرم و البته خواهر شوهرم هر کدوم یک قلم دادن و شرکتی که کار میکردم یه قلم کادو داد دو قلمم سبکش موند خودش خرید بعد هی مادر شوهرم گفت بیا خونه بخر برو توش جهازتو ببر اونجا گوش نکرد 😐بعد یه روز دیدیم این رفته یه وانت جهازی که رسم دختر بود خریده 😐🤦♀️پدر شوهرم کم مونده یود سکته کنه ولی اوصولا حرفی نمیزنه ولی مادر شوهرم دهن باز کرد هرچی بارش بود کرد 🤦♀️🤦♀️🤦♀️جلو ما بعد خلاصه دعوا کردن و گذشت گذشت عروسی سر گرفت اینا اومدن طبقه بالا مادر شوهرمینا نشستن و اونجا ساکن شدن
الان ۷ سال میگذره گاه ها شنیدم که برگشته گفته فلانی یعنی من چه دردی داره خونش سر جاشه و ماشینم زیر پاش شوهرشم که کلا حمالی 😐هرکی برای خانواده اش کار میکنه حمال ؟
یروز به روش اوردم خانوم قهر کرد خلاصه توی این ۷ سال اینا هیچ پس اندازی نداشتن یا مسافرت میرفتن یا وسایل خونه میخریدن یا عوض میکردن
یخچال همسر من گرفته چون خود ما اسنوا داشتیم برای اونام همسرم اسنواد خرید دو قلو رفتن یخچال عوض کردن الکترواستیل گرفتن 🤣بعد به مادر شوهرم گفته بود یخچال اسنوا مارک ایرانی به درد نخوره اشغاله 😐اینا من میشنیدم میسوختم خلاصه گذشت الان پدر شوهرم باز نشست شده و دیگه نمیتونه بره سرکار چون دیابت داره پاهاشم بخاطر دیابت مشکل پیدا کرده مجبوره خونه کار کنه به اینا گفته از طبقه بالا بلند شین برین میخوام بدم اجاره 😐اینام جز یه ماشین تیبا و یه ۴۰۰ پول چیز دیگه ندارن حالا اقا اومده به همسرم گفته بیایم طبقه پایین شما بشینیم همسرم اولش گفته ببینم تو خونه چی میگن مشورت کنن میگم
بهش برخورده رفته به خواهر شوهرم گفته هیچ کدومتون اختیار ندارین اون از داداشم اختیارش دست زنشه این از تو که شوهرت یه کمکم نمیکنه 😐