2777
2789

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من که هرگز


البته بچه هام مرغ عشقن ولی خب چون گفتی راستشو بگو گفتم

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
متاسفانه گاهی بله 😔 یه مدت دارم تلاش می‌کنم خیلی کمتر شده، دست از لجبازی برنمی داره، پسر ۵ ساله

هر کاری میکنم نمیشه مخصوصا شبا امشب بعد بیست بار آشپزخونه رفتن و اومدن خوردن خوراکی های مختلف باز میگه گشنمه 

2 سال و ۳ ماهشه. خیلی سعی میکنم داد نزنم ولی گاهی با تشر حرف میزنم

آدمو به جنون میرسونه! مثلا امشب میز عسلی رو از جلوی دستش برداشته بودم که کاری بهش نداشته باشه. از روی مبل رفت بالا و پرید پشت مبل و خودشو رسوند به عسلی و انداخت شیشه به اون ضخیمی شکست. خواستم دعواش کنم همسرم گفت چیزی نگو ترسیده. ۲ ثانیه بعد ما داشتیم شیشه جمع میکردیم دیدم کارشو تکرار کرد باز چیزی نگفتم. شیشه ها رو تو یه جعبه ریختیم گذاشتیم کنار در ورودی جاروبرقی میکشیدم دیدم رفته جعبه رو برداشته تکون میده شیشه ها بریزه. شما بودی تشر نمیزدی؟!

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

من که هرگزالبته بچه هام مرغ عشقن ولی خب چون گفتی راستشو بگو گفتم

نمیدونم چرا انقدر امضاتون رودوست دارم هردفعه دیدم خوندم ولی بازم ببینم جایی نظر دادین دوباره میخونمش  

🤞🏻فقط آویزون خداباشید نه هیچ بنی بشری🤞🏻💚حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ نِعْمَ الْمَوْلى‏ وَ نِعمَ النَّصيرُ💚خدایا من تاوقتی تورودارم.....هیچ جای این تقدیرسرخم نمیکنم😊تاوقتی تورودارم ازهیچ نشدنی ای نمی ترسم🥲تاوقتی تورودارم برام مهم نیست کی چی میگه🙃همین که جلوتوآبرودارباشم کافیه...من تاوقتی تورودارم خسته نمیشم،کم نمیارم...😇تاوقتی دستم رومیگیری وپشت وپناهمی برام فرقی نمی کنه چه مشکلات وسختی هایی پیش رودارم...من فقط باید همیشه تمام تلاشموبکنمُ باقی روبسپرم دست تو..خدایا شکرت که هستی وایمانم روروز به روزقوی ترمیکنی...😘😘💚💚
نمیدونم چرا انقدر امضاتون رودوست دارم هردفعه دیدم خوندم ولی بازم ببینم جایی نظر دادین دوباره میخونمش

لطف دارین به من عزیزم🌹

روزی سگی داشت در چمن علف می‌خورد. سگ ديگری از کنار چمن گذشت. چون اين منظره را ديد تعجب کرد و ايستاد. آخر هرگز نديده بود که سگ علف بخورد! ايستاد و با تعجب گفت: اوی ! تو کی هستی؟ چرا علف می‌خوری؟! سگی که علف می‌خورد نگاهش کرد و باد در گلو انداخت و گفت: من؟ من سگ قاسم خان هستم! سگ رهگذر پوزخندی زد و گفت: سگ حسابی! تو که علف می‌خوری؛ ديگه چرا سگ قاسم خان؟ اگر لااقل پاره استخوانی جلوت انداخته بود باز يک چيزی؛ حالا که علف می‌خوری ديگه چرا سگ قاسم خان؟ سگ خودت باش...     #زمستان بی بهار / ابراهیم یونسی
هر کاری میکنم نمیشه مخصوصا شبا امشب بعد بیست بار آشپزخونه رفتن و اومدن خوردن خوراکی های مختلف باز می ...

با اینها مشکلی ندارم، بیشتر سر دستشویی رفتن آخر شب ادیت میکنه، البته الان داد نمی زنم ولی مجبور به تهدید میشم ک اصلا دوست ندارم. 😔

باز شروع شد، باز شروع شد 😁

چی شروع شد؟

سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدانیا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت " وقتی کسی عنوان و متن تاپیکش یکسان نیست، به خودتون احترام بذارید و جوابش رو ندید و اجازه ندید هر کسی بتونه گولتون بزنه و به هدفش برسه! خودتون براز خودتون ارزش قائل باشید 😘

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108