من و شوهرم یک سال و نیم پیش تصمیم به جدایی گرفتیم بخاطر خیلی مشکلاتی که بود ولی بجای اینکه حلشون بکنه تصمیم گرفت زندگی و من و بچمون رو ترک بکنه و بره دنبال زندگی جدید برای خودش …ولی حتی این لطف رو نکرد بهمون کهبیاد توافقی تموم کنیم چون حتی حاضر نبود یه مبلغ مختصر بهمون بده و میگفت هیچی نمیدم با دست خالی با یه بچه باید بری .حتی مسئولیت مخارج بچه رو هم گردن نگرفت و اولین اقدامش شکایت تمکین بود که هیچ نفقه ای نده و اجازه ازدواج مجدد بگیره …اقدام دومش هم این بود که صحنه سازی بکنه کارگر پدرشه و هیچی نداره مهریه بده …در حالی که بسیار وضع مالی خوبی داره . یه خونه داغون گرفت یه جای خیلی دور که من نتونم تمکین کنم عدم تمکینمو بگیره ولی من با هر سختی بود یه جوری تمکین کردم تا آرزوش به دلش بمونه .. در مورد مهریه هم به لطف خدای بزرگ تونستم ثابت کنم دروغ میگه و وضع مالیش خیلی خوبه (نپرسید چجوری تاپیکای قبلم گفتم)حالا از وقتی تیرش به سنگ خورده وکیلش هروز زنگ میزنه میگه بیاید توافق بکنین آقای فلانی خیلی بلاتکلیفه….منم آخرین بار بهشون گفتم من دارم زندگی میکنم مشکلی ندارم مهریمم تا قرون آخر میخوام اون اگه حس بدی داره و بلاتکلیفه بره اقدام بکنه
اینم بگم مهریم اندازه ای هست که بتونم یه خونه خوب جای خوب بخرم و با بچم زندگی بکنم
الان نمیدونم واقعا چه کنم و کار درست چیه؟! دلم میخواد تا سر حد مرگ عذاب بکشه و اذیت بشه