2777
2789
عنوان

Avoidant personality disorder

295 بازدید | 8 پست

افراد مبتلا به این اختلال الگویی از پرهیز اجتماعی، احساسات بی‌لیاقتی، حساسیت شدید به ارزیابی منفی و اجتناب از تعامل اجتماعی، با وجود میل شدید به نزدیکی به دیگران از خود نمایش می‌دهند



Reactive attachment disorder

اختلال دلبستگی واکنشی از شکست در ایجاد وابستگی‌های عادی با سرپرست‌های اصلی در دوران اولیه کودکی به وجود می‌آید، چنین شکست‌هایی معمولاً از تجربه‌های شدید از غفلت، سوءاستفاده، جدایی ناگهانی از سرپرست در بین سنین شش ماهگی تا سه سالگی، تغییر مداوم سرپرست یا عدم واکنش سرپرست به تلاش‌های کودک برای برقراری ارتباط نشأت می‌گیرند. هرچند تمام یا حتی غالب این تجربه‌ها موجب به وجود آمدن اختلال نمی‌شود






شخصیت اجتنابی

تخمین زده می شود که از هر 4 بزرگسال، 1 نفر سبک دلبستگی اجتنابی یا طرد کننده دارد.

افرادی که دارای سبک دلبستگی اجتنابی هستند، برای استقلال، اتکا به خود و خودمختاری ارزش زیادی قائل هستند. در حالی که این ارزش ها می توانند سازگار و سالم باشند، افراد دلبسته اجتنابی تمایل دارند اهمیت نزدیکی عاطفی و تکیه بر دیگران را کم اهمیت جلوه دهند. این می تواند روابط صمیمانه را پیچیده کند.

زندگی با فرد اجتنابی ممکن است احساسی گیج کننده و ناخوشایند باشد. چنین احساساتی به شدت توسط فردی با سبک دلبستگی مضطرب که در نقطه مقابل دلبستگی اجتنابی قرار دارد، احساس می شود.

دلبستگی اجتنابی می‌تواند از خفیف تا شدید متغیر باشد. از رابطه ای به رابطه دیگر می تواند متفاوت باشد و در طول زمان تغییر کند. در ادامه هفت گرایش شرکای زندگی اجتنابی در روابط ذکر شده است:

برای مثال، افرادی که سبک دلبستگی اجتنابی دارند ممکن است:

  • هنگامی که در مورد آینده رابطه سؤال می شود، پاسخ های آنها دقیق و شفاف نباشند.
  • اگر شریک زندگی آنها از عباراتی مانند «دوست»، «عشق» یا «همسر» استفاده کند، احساس ناراحتی می‌کنند.
  • با کمال میل نمی‌گویند «دوستت دارم».
  • از جملات منفی مضاعف مانند «این طور نیست که تو برای من مهم نیستی» استفاده می‌کنند.

شرکای اجتنابی ممکن است به شریک خود اهمیت دهند، اما به شدت از طرد شدن و از دست دادن استقلال می ترسند. برای محافظت از خود، با درگیر نشدن کامل، فاصله عاطفی را حفظ می کنند.

تأثیر طفره روی فرد دلبسته اجتنابی: شریک زندگی آنها احساس ناخواستنی می کند.


افراد وابسته اجتنابی با احساس و ابراز احساسات دست و پنجه نرم می کنند. در نتیجه، آنها ممکن است:

  • نمی‌دانند وقتی همسرشان احساسات آسیب پذیری را ابراز می‌کند چگونه پاسخ دهند.
  • احساسات ناراحت‌کننده را غیرمولد یا اتلاف وقت می‌دانند.
  • به نظر می رسد می توانند احساسات خود را خاموش کنند.
  • از تعارض اجتناب می‌کنند. از آنجایی که آنها ابراز احساسات قوی را دوست ندارند و اعتماد به نفسی برای حل تعارضات روابط ندارند، ممکن است به جای صحبت کردن در مورد مسائل مربوط به رابطه، کنار بکشند.

تأثیر احساسات عاطفی محدود: شریک زندگی آنها احساس قطع ارتباط می کند.

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

شرکای اجتنابی ممکن است:

  • از گذاشتن عکس شریک زندگی خود در خانه خودداری کنند، حتی اگر چندین عکس از همسر قبلی و افراد دیگر داشته باشند.
  • از دیده شدن عکس ها و تصاور خود و همسرشان توسط دیگران، ناراحت شوند.
  • خاطرات یک یا چند رابطه گذشته را به گونه ای رمانتیک می‌کنند که باعث می‌شود شریک زندگی آنها کمتر مورد توجه قرار گیرد.
  • کار، سرگرمی‌ها یا سایر فعالیت‌هایشان را مهم‌تر از رابطه اصلی می‌دانند.

افراد دلبسته اجتنابی ممکن است بدانند که شریکشان صمیمیت و تعهد بیشتری می خواهد و بدانند که آنها را ناامید می کنند. این می تواند باعث شود که آنها تحت فشار قرار بگیرند و آنها را مجبور به اجتناب یا کناره گیری کند.

تأثیر به حداقل رساندن یا کمرنگ کردن رابطه: شریک زندگی آنها احساس می کنند که برایشان ارزش قائل نیستند.

حفظ استقلال برای فردی که دلبستگی اجتنابی دارد ضروری است و این الزامات مهمتر از احساس ارتباط، صمیمیت و وابستگی متقابل می‌باشد.

مبارزه با تعهد می تواند به صورت زیر ظاهر شود:

  • سابقه ترک روابط یا روابطی که به طور مبهم به پایان می رسد.
  • به طور دوره‌ای کناره‌گیری می‌کنند، به شریک زندگی خود می‌گویند که نیاز به استراحت از رابطه دارند.
  • اعلام می کنند که نسبت به احساسات خود نامطمئن هستند و می خواهند با افراد دیگر قرار بگذارند.

تأثیر اجتناب از تعهد: شریک زندگی آنها احساس نامطلوبی می کند.

به عنوان مثال، آنها ممکن است:

  • نسبت به برنامه های شریک زندگی خود، با حسادت گارد بگیرند.
  • نسبت به شریک زندگی خود منتقد یا عیب جو شوند.
  • نمایش محبت را محدود کنند.
  • اگر احساس کنند که رابطه “خیلی نزدیک” شده است، برنامه ها یا قرار ها را لغو می‌کنند.

اگر شریک زندگی آنها این رفتارها را زیر سوال ببرد، افراد وابسته اجتنابی ممکن است با استدلال واقعی پاسخ دهند که برای آنها منطقی است اما از تصدیق احساسات اساسی اجتناب می کنند. آنها در پاسخ های خود، تاثیر منفی رفتار هایشان را نسبت به شریک زندگی خود نادیده می‌گیرند.

تأثیر ایجاد فاصله: شریک زندگی آنها احساس محرومیت و طرد شدن می کند.

ارسال پیام های واضح در مورد اینکه چه احساسی دارند بستگی به این دارد که آنها از احساسات خود آگاهی درستی داشته باشند. بسیاری از افراد اجتنابی با احساسات خود در تماس نیستند. فکر کردن در مورد احساسات ممکن است باعث ناراحتی آنها شود. در نتیجه، وقتی شریک زندگی یا همسر آنها مسائل عاطفی یا رابطه‌ای را مطرح می‌کند، ممکن است احساس سردرگمی کنند.

به عنوان مثال، اگر شریک‌ زندگی آنها بگوید: «من می‌خواهم ارتباط عمیق‌تری داشته باشم» یا «می‌خواهم با برنامه‌ریزی بیشتری باهم باشیم»، افراد وابسته اجتنابی ممکن است پاسخی مبهم یا رضایت‌بخش بدهند و موضوع را تغییر دهند.

تأثیر ارتباط غیرمستقیم: شریک زندگی آنها احساس تردید و سردرگمی می کند.

افرادی که دارای سبک دلبستگی اجتنابی هستند می توانند تلاش های دیگران برای نزدیک تر شدن به خود را به عنوان رفتاری از روی نیاز ببینند. در پاسخ، آنها ممکن است:

هنگامی که همسر آنها به دنبال اطمینان خاطر است و برای ارتباط فیزیکی ویا احساسی بیشتر پیشنهاد می دهد، آنها پاسخ نمی دهند.

  • بدون هیچ دلیلی از شریک یا رابطه دلسرد می‌شوند.
  • شریک زندگی را “بیش از حد دلبسته” صدا می‌زنند.
  • به شریک زندگی خود می‌گویند که از درون خود اطمینان پیدا کند.
  • خود را در کار یا فعالیت های انفرادی دفن می‌کنند.

تأثیر فاصله گرفتن: شریک زندگی آنها احساس تنهایی می کند.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792