اون خیانت کرده بوده، چتاشو با خانومی که تو دفترش کار میکرد دیدم بعدشم گذاشتم رفتم طلاق میخاستم که چون بچه داشتم برگشتم ولی نصف خونمونو هم کرد به نامم
الان اون برا من محدودیت و شرط و شروط میذاره، ۲۳ام عروسی دعوتیم میگه رفتیم اونجا با پسرخالت دست نمیدی، درحالی که میدونه مث خواهر برادریم از بچگی، الان یادش افتاده گیر بده
کارتشو دستم نمیده،میگه هرچی میخای بریم خودم برات بگیرم
پسرمم دو ماهشه برده بودیم دکتر چکاپ کنه، مرد بود از اونجا اومدیم میگه چرا باهاش صمیمی حرف میزدی🤦🏼♀️🤦🏼♀️🤦🏼♀️مثلا انتظار داره با جماعت حرف میزنم قیافه بگیرم اخمو باشم، با روی خوش حرف زدن جرم شده از نظرش
قبلا اینطوری نبودا بعد این ماجراها اینطوری شده
واقعا انگار اونه که خیانت دیده😑