خانواده اش براش مهم تر بود چند تاپیک قبلم نوشته بودم داستان زندگیم
کار خوبی کردی ببین من فامیلمون سر همین ازدواجشو بهم زد همه قضاوتش کردن از جمله من ولی الان ک اومدم تو زندگی میبینم واقعا کارش عاقلانه بود مامانت اشتب میکنه ولی اگر میرفتی تو زندگی مادرشوهر و خواهرشو پدرشوهرو همشون زجرت میدادن عذابت میدادن
فکر نکنم حتی جواب زنگمم نمیده میگه ابرومو بردی حالا که زندگی خودته خودت تصمیم میگیری اینم تصمیم بگیر
الان باهات لج کرده مامان بابای منم اگ میذاشتن من جدا مبشدم همونموقع الان اینقد دل شکسته نبودم الان مامان شوهرم هرچی از دهنش در میاد ب من میگه شوهرم فقط میگه ب من چه