شوهرم اعتیاد داره چند روز بعد عید پدرم اومد رفت با پدرشوهرم صحبت کرد گفت من بچه ام رو نمیزارم بمونه و ... پدرشوهرم گفت ما شرمنده ایم تقصیر بچه ماست بعد شوهرم گفت من تا ۱۵فروردین درست میکنم عز و التماس پدرشوهرم گفت این ۱۰ـ۱۵روزم بخاطر من صبر کنید بعدش من گفتم من با پدرم میخوام برم دهات پدرشوهرم گفت من خودم میبرمت منو برد امروز برگشتم انگار انتظار نداشتن برگردم شوهرم قایمکی اومده بود دنبالم شوهرم ب مامانش گفت زنم اومده خیلی تعجب کرد انگار،پدرشوهرمم همیشه صدام میکرد باهام صحبت میکرد دیگ محل نمیده از وقتی اومدم .
نمیدونم اشتباه کردم یعنی برگشتم ؟
شوهرم مبگ بابات رفته ب فامیلامون گفته دیگ نمیزارم دخترم برگرده شوهرش شیشه میکشه
ترسیدم اگ الان برنگردم بگن ما اینو بردیم دهات مهمونی دیگ برنگشت بر علیه خودم استفاده کنن