بنظرتون ته داستان چی میشه فرزاد زندست یا اعدام شده
حامد بنظرتون کشته میشه؟
وطن عشق من، هموطن جان من، وطن روح من، عز و ایمان من...🕊 I am متاهل💍🫦🫀درخواست از جانب هر مذکری ممنوع🤡 ویکتور هوگو رو خیلی دوست دارم بخاطر جمله های نابش مثلا اونجا که میگه: به عقیده من هیچکس عاقل نیست مگر زنو شوهری که یکدیگرو به حد پرستش دوست بدارند🥺 اما من فراتر از پرستش که مرگ باشه، دوستت دارم...❤️🫠
آرع خیلی دلم برای اشکان میسوزه کاش حداقل این یکی براش بمونه
وطن عشق من، هموطن جان من، وطن روح من، عز و ایمان من...🕊 I am متاهل💍🫦🫀درخواست از جانب هر مذکری ممنوع🤡 ویکتور هوگو رو خیلی دوست دارم بخاطر جمله های نابش مثلا اونجا که میگه: به عقیده من هیچکس عاقل نیست مگر زنو شوهری که یکدیگرو به حد پرستش دوست بدارند🥺 اما من فراتر از پرستش که مرگ باشه، دوستت دارم...❤️🫠
وطن عشق من، هموطن جان من، وطن روح من، عز و ایمان من...🕊 I am متاهل💍🫦🫀درخواست از جانب هر مذکری ممنوع🤡 ویکتور هوگو رو خیلی دوست دارم بخاطر جمله های نابش مثلا اونجا که میگه: به عقیده من هیچکس عاقل نیست مگر زنو شوهری که یکدیگرو به حد پرستش دوست بدارند🥺 اما من فراتر از پرستش که مرگ باشه، دوستت دارم...❤️🫠
من یک ماه پیش تو یه تاپیک دیگه هم گفتم به نظرم همه دوستای فرزاد بدبخت میشن تو این سفر قشم خودشم لحظه ...
آخه لحظه آخری نبود ولی اعدامشو نشون نداد
الهامم خیلی ریلکس بود
وطن عشق من، هموطن جان من، وطن روح من، عز و ایمان من...🕊 I am متاهل💍🫦🫀درخواست از جانب هر مذکری ممنوع🤡 ویکتور هوگو رو خیلی دوست دارم بخاطر جمله های نابش مثلا اونجا که میگه: به عقیده من هیچکس عاقل نیست مگر زنو شوهری که یکدیگرو به حد پرستش دوست بدارند🥺 اما من فراتر از پرستش که مرگ باشه، دوستت دارم...❤️🫠
از اونجایی که اشکان در به در دنبال قبر فرزاد بود اما کسی نمیدونست و خانوادش گذاشتن رفتن و باز هم کسی نمیدونه کجا چون نمیخوان حامد یا کس دیگه بفهمن که فرزاد زندست خواهر فرزاد دو سال به خاطر وحید یا زندان بودن فرزاد سیاه پوش بود اما فرضا بعد چند ماه از اعدام فرزاد سیاهشو درآورد الهام وقتی داشت با حامد حرف میزد از اینکه خودشو و خانوادشو عذاب داده و حامد گفت داداش من مرد داداش تو هم هیچ ردی از غم و گریه تو الهام معلوم نبود حتی بعد مدت ها الهام رو یه دختر شاد نشون دادن تو این چندتا سکانس و اینکه صحنه ای از اعدام فرزاد نشون داده نشد و تو سکانس آخر اشکان از آمدن یکی به اتاقش متعجب میشه که اون قطعا فرزاده