2777
2789
عنوان

جدایی

| مشاهده متن کامل بحث + 291 بازدید | 29 پست
خوب بحثو به جایی نرسون که پای اونا وسط بیاد اگر هم در کل بد دهنه که دیگه هیچی

من اصلا در مورد خونواده صحبت نمیکنم خودش دعوارو هگیشه به سمتی سوق میده که بتونه به خونوادم فحش بده 

مثلا پدرشدهر احمق من هر یه روز در میون از سر زمین ۱۰ تا کاهو میفرسته خونمون 

بعد نمیگه این ۲ نفر آدم چطوری این همه کاهو رو بخورن مگه گوسفندیم ما 

بعد انقدرم پدرشوهرم مستبد و زورگوعه توی خونه مادرشوهر بدبختم انقد ازش میترسه جرات نمیکنه بگه انقد زیاد کاهو خونه بچه ها نفرست 

من تازه زایمان کردم کمر درد دارم 

شوهرمم وسواسه کاهو هارو برگ برگ میکنم میشورم کلی پای سینک طول میکشه 

بعد یه شب پدرشوهرم کاهو داده بود گذاشتم رو تراس که بشورم فرداش برام مهمون اومد اصلا وقت نکردم سمت کاهو ها برم بچه ۱ماه و نیمم دارم کارای اونم هست خب 

پدرشوهرم دوباره فرداش ۱۰ تا کله دیگه کاهو فرستاد شوهرم اورد خونه 

بعد سر من داد و هوار که تو انقدر تنبلی کاهو قبلیارم نشستی!! بعد بحثو کشوند به مادرم که  مادرت یه گوه اضافی خورد گفت زن زائو قدیما دور و برش شلوغ بود همه کمک میکردن خیلی به زن فشار نمیومد!! تو هم داری روش اون زنیکه رو پیش میگیره خونه کار نمیکنی که مثلا من زایمان کردم!مگه چیکار کردی شاخ غولو شکستی؟ انگار فقط تو زایمان کردی!

این یه نمونه مثلا

خدا ان شالله بهت صبر بده عزیزم...اینایی که گفتی حس کردم خودم جای توام از بس عذاب روانی دیدم بعد تا ی ...

باز خوبه از جدایی می‌ترسه ،ازین ترسش استفاده کن براش شرطو شروط بذار

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

خدا ان شالله بهت صبر بده عزیزم...اینایی که گفتی حس کردم خودم جای توام از بس عذاب روانی دیدم بعد تا ی ...

شوهر منم میگه خودت رو با من مقایسه نکن.... تو در حد من نیستی.... بارها هم گفته ناراضی هستی جمع کن برو...

تو بخاطر بچت پوستت کلفت کن و زندگی کن

میفهمم با این آدم زندگی اجتماعی یعنی هیچی نه کسی بیاد خونت غیر خواهر و برادراش نه بری خانوادگی خونه کسی بدتر از همه تو هیچ مراسمی نخواهی بود کلا فراموش میشی....

ولی بخاطر دخترت باید تحمل کنی برو مشاوره تا بی تفاوت شی نسبت بهش رفت و آمد با خانوادت هم فقط خودت برو و بیا نیاز نیست اون بیاد

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود❤❤❤
اینا مشکل دارن طرف سکوت هم باشه میگه اینجور نگاهم کرد اونجور بهم میوه تعارف کرد.... بخدا اینا مشکل ا ...

چرا باید پوستمو کلفت کنم تبدیل به یه زن افسرده شم

جدا میشم راحت با بچم زندگیمو میکنم

شوهر منم میگه خودت رو با من مقایسه نکن.... تو در حد من نیستی.... بارها هم گفته ناراضی هستی جمع کن بر ...

اصلا نمیخوام سر به تنش باشه نیاد اصلا کاری بهش ندارم

ولی مگه من آدم نیستم؟

شوهرم همش میگه تو احمقی در حد من نیستی

ایا باید با این مرد زندگی کنم؟

دخترم چرا باید تو همچین محیطی رشد کنه؟

باز خوبه از جدایی می‌ترسه ،ازین ترسش استفاده کن براش شرطو شروط بذار

ای خواهر فقط میترسه

تا شرطی چیزی میگم میگه اصلا ! از طرفی گریه و زاری هم میکنه که جدا نشم! 

منم همین مشکل رو داشتم هم خودم فاصله گرفتم از خانواده م هم شوهرم رو چی بشه میگم بیا بریم اونجا هفته ...

میتونم بپرسم چرا بجای تغیر زندگی سعی کردی پوستتو کلفت کنی؟

از ابتدا نباید اجازه میدادی صداشو برات بلند کنهمحکم و بدون ترس حرفتو بزن پدر و مادر شما دخالتی دارن ...

خونوادم اصلا دخالت نمیکنن 

این توهم میزنه 

زایمان کردم مثلا 

عمم بهم پیام داد بیام ببینمت 

عمه بیشعورم خب یکم زیاد موند نگفت زن زائوعه یک ساعت نشستم برم

بعد از ظهر اومد شام خورد بعدش رفت!! من میدونم عمم اشتباه کرد ولی به مادرم چه ربطی داشت این جریان

میگه مادرت تو خونه زندگی من دخالت میکنه اینجا خونه منه دلم نمیخواد کسی اینجوری بیاد و بره

ای خواهر فقط میترسهتا شرطی چیزی میگم میگه اصلا ! از طرفی گریه و زاری هم میکنه که جدا نشم!

پس فکر کنم باید حسابی بترسونیش .اگه در حد گریه هست مجبور میشه به امضای شرطو شروط .

امیدوارم فقط ریسک نداشته باشه .روانش گویا مشکل داره آخه آدم کسیو که اینقدر دوست داره اذیت میکنه؟!!!

پس فکر کنم باید حسابی بترسونیش .اگه در حد گریه هست مجبور میشه به امضای شرطو شروط .امیدوارم فقط ریسک ...

مشکل که داره من اینو میدونم، انقدر پدرش توی خونه مادرشو اذیت کرده و دیکتاتوری رفتار کرده بچه ها هم همشون مشکل دارن

میخوان سلطه داشته باشن رو طرف مقابل و کوچیکش کنن دقیقا کاری که پدرشوهرم با مادرشوهرم کرد..ولی من واقعا دیگه کم اوردم

توی دعوا اول گفت بچه رو بهت نمیدم بعد دید دارم گریه میکنم اومد گفت گریه نکن بچه مال تو ولی من هر روز باید ببینمش

ولی الان که دوروز گذشته فکر میکنه من بیخیال طلاق شدم کلا عادی رفتار میکنه انگار هیچی نشده

مشکل که داره من اینو میدونم، انقدر پدرش توی خونه مادرشو اذیت کرده و دیکتاتوری رفتار کرده بچه ها هم ه ...

یه شرطت هم مشاوره رفتنت باشه .اگه مذهبی هست این برنامه زندگی پس از زندگی که در مورد همسرهایی بود که اذیت می‌کردند خانمشون رو نشونش بده بلکه عبرت بگیره

یه شرطت هم مشاوره رفتنت باشه .اگه مذهبی هست این برنامه زندگی پس از زندگی که در مورد همسرهایی بود که ...

اتفاقا هرشب زندگی پس از زندگی رو نگاه میکرده هرسال 

ولی کو عبرت! فقط میبینه

میتونم بپرسم چرا بجای تغیر زندگی سعی کردی پوستتو کلفت کنی؟

آره عزیزم من نشستم جوانب رو سنجیدم

قبول کردم که خونه زندگیه خودم هزاران بار بهتر از بابام ایناست

بچه نداشتم قهر که رفتم خانواده م تیر خلاص رو زدن مخصوصا مادرم به بابام می‌گفت چرا آوردیش دوباره که شوهرش راحت باشه،انگارمن دشمنشم منو نمی‌خواستن ولی قبل از اون همیشه جوری وانمود میکردن ماتورو خیلی می‌خوایم جدا شو راحت شی

دیگه بعدش که بچه دار شدم دیدم اینجا بمونم با شوهرم سازش کنم بهتر از اینه سر خانواده م با شوهرم دعوا کنم 

دیگه هیچی به خانواده ها نگفتم هیچی هم از اونا به شوهرم نگفتم فاصله گرفتم 

توام امتحان کن بابام وضعش خوبه خودم تک دخترم ولی من دیگه اونجا جایی ندارم با یه بچه،زندگیمو ساختم الان همه چی عالیه توام قوی شو باشوهرت رفیق شو سر دیگران انقد حرص نخور


چرا باید پوستمو کلفت کنم تبدیل به یه زن افسرده شمجدا میشم راحت با بچم زندگیمو میکنم

باید به خیلی چیز ها فکر کنی

مثلا اینکه یک مادر تنها باشی با هزینه های الان زندگی 

یا اینکه هیچ پدری برای این بچه ای که به دنیا آوردی قابل اعتماد نیست و پدر نیست خصوصا که دختره

یا اینکه اگر بچه رو بعد ۶ سالگی ازت گرفت چی میتونی بدون بچت ؟

البته الان خیلی از خانم ها بچه رو اصلا نمیخوان چون هزینه داره نمیتونن با بچه ازدواج کنند مسئولیت داره تربیت و مدیریت بچه ها الان خیلی سخته... ولی خب باید دید آدم دل کندن هستی یا نه...

بعدم هدفت بعد جدایی چیه؟ یه مادر تنها باشی که همین دخترت رو بزرگ میکنی؟ در فکر ازدواج مجددی؟ فکر تا حالا بهش نکردی؟ 

اگه بچه نبود شرایط خیلی راحت تر بود.... البته همونم باز بستگی به شرایط خودت داشت ممکن بود بازم بعد پشیمون شی

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود❤❤❤
اتفاقا هرشب زندگی پس از زندگی رو نگاه میکرده هرسال ولی کو عبرت! فقط میبینه


ببین منم خانوادگی کم و بیش همین هستن ولی یه فرقی داریم اونا پشت سرشون خانواده حرف میزنه تا شوهرشون بیاد سکوت میکنن و هیس هیس میکنن شوهر من خودش کمکشون هم میده که ازم بدگویی کنند من هیچوقت حس امنیت کنار شوهرم ندارم حس اعتماد به اینکه رازداری میکنه حداقل همیشه یه استرس تو جونته که مریضی میکنه که حتی اگه یکسال دو سال هم نرمال باشه باز با کوچکترین اختلافی که تو اونجا ممکنه کوتاه نیای به هیچ و پوچ میفروشتت و میره حراج میزنه به تمام زندگیت و رازهات و اختلافاتون.... اینجور آدم ها اگر میشد باید خیلی چیزهای رو اصلا نمی‌دیدند یا متوجه نمی‌شدند چون نه محرم اسرار هستن نه قراره کمکی بهت کنند نه براشون مهمی... در حد یه موجود پست میبیننت که هر لحظه دلشون خواست هر کاری با تو کنند هیچوقت نمیتونم به شوهرم بگم همسر چون همسر نیست آقا بالاسر هست

چقدر اینایی خوشم میاد که جدا میشن اما درباره اختلافاتشان صحبتی نمیکنند و میگن دیگه قابل ادامه نبود و حرمت اون زندگی که با هم داشتن و حرمت بچه هاشون رو حفظ میکنند

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود❤❤❤
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108