بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
رشته پزشکی همچو ریشه ای دردرونم میتراود ذوق های فراوان و سوق میدهد مرا ب سمت رویاهای انبار شده در پس ذهن زنگار گرفته ام این ریشه ها مرا خوب میکاوند و در کالبد خالیم روح زندگی را میدمند
ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه
هیچوقت فکر نمیکردم که یه نفر بتونه با شامپو تخم مرغی و رشته پزشکی ، متن ادبی بگه. مسخره نمیکنم، واقعا میگم. از این استعدادت برای داستان نویسی استفاده کن.
در دریای بیکران ک پدربزرگم ماهیگیری میکرد یکروز اسمان غصب کرد و طوفانی شد و صد حیف ک شکارچی طعمه ی شکار شد و پدربزرگم هرگز بازنگشت از این سفر بی بازگشت
ارزش من رو به جز کسایی که منو دوست دارند کسه دیگه ای درک نمیکنه