خواستگار بود ولی چ خواستگاری یکی از یکی اشغال تر
خدایااااا کی منو میبینی پس
این چه وضعیه
سی و یک سالم شد
دلم پوسید
از تنهاییاام خسته شدم
از اینکه هر نامردی بیاد تو زندگیم و فقط با نگاه جنسی بیاد
خستم
از دعوا های تو خونه
از اینکه هیچ مردی تو این دنیا پشتم نیست تا برادرم کتکم بزنه
پدرم سرم داد بکشه
خسته شدم
از اینکه همه جا تنهام حتی یدونه خواهر بهم ندادی
دلم خیلی گرفته از قوی بودن خستم