2777
2789
عنوان

چقدر تغییر کردم

188 بازدید | 13 پست

قبلا از جمع فراری بودم از مهمونی بیزار بودم الان مهمونی رفتن رو دوست دارم 

معاشرت نمیکردم الان دنبال اینم فقط دوستامو ببینم معاشرت کنم 

قبلا کلی آرایش میکردم بازم خودم رو دوست نداشتم الان رژلب میزنم حس میکنم پرنسسم😂

دیگه خجالتی نیستم. 

از این تغییرات خوشحالم ولی دلم برا دختری که بودم تنگ شده حس میکنم دارم پیر میشم شاید بگید شادی و اجتماعی بودن چه ربطی به پیری داره ولی من همچین برداشتی از تغییراتم دارم .. 🥲🥲


و چقدر لذت بخشه تغییرات خوب

غرق شدن تایتانیک برای خرچنگ های زنده ای که تو آشپزخونه کشتی بودن یه معجزه بود..... همون قدر محال... همون قدر غیر ممکن.... 🌱❤..........................................................................................از طرف یک دختر به دختر دیگه: امیدوارم تو همه جنگ های مغزی که دربارش با هیچکس حرف نمیزنی،برنده باشی:) .............................................................................................. مراقب خودت باش منو که نشناختی خودتو بشناس🌱🌱........................................ ............................ ................ هر وقت ناامید شدی به این فکر کن که، بهترین ورژن تو ارزش جا نزدن رو داره..... 🌱⛓️🕯.............[][............................به هرچیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد،چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی⛓️🌱🌙............................... ................... ................... ..... آهنگی که دوست دارم به خودم تقدیم کنم:تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره،،،،کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره،،،،تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام،،،، تو میدونی چی میگم گوش میدی به حرفام،،،،،، به چشم من به چشم من تو اون کوهی، پر غروری، بی نیازی، با شکوهی، طعم بارون بوی دریا، رنگ کوهی🌱🌙🫀

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من تو سن ۳۳ سالگیدقیقاااا برعکس همینا اینا که گفتی شدم امسال

شما ک بهت میاد ادم حاطر جوابی باشی

اینجا ک خوب جواب کاربرا میدی کلی لایک میخوری

لطفا دعا کنید شوهرم کار پیدا کنه هوا سرد شده پیک موتوری سختا. بیزحمت بازم دعا کنید زودتر بریم پیش شوهرم.

و چقدر لذت بخشه تغییرات خوب

اره واقعا دیگه اذیت نمیشم برا بیرون رفتن استرس نمیگیرم 


قبلا میخواستم مثلا برم خرید از استرس معده ام بهم می ریخت الان هرچی بشه هم درحد قدیم بهم نمی ریزم

اره واقعا دیگه اذیت نمیشم برا بیرون رفتن استرس نمیگیرم قبلا میخواستم مثلا برم خرید از استرس معده ام ...

موفق باشی عزیزم 💖

غرق شدن تایتانیک برای خرچنگ های زنده ای که تو آشپزخونه کشتی بودن یه معجزه بود..... همون قدر محال... همون قدر غیر ممکن.... 🌱❤..........................................................................................از طرف یک دختر به دختر دیگه: امیدوارم تو همه جنگ های مغزی که دربارش با هیچکس حرف نمیزنی،برنده باشی:) .............................................................................................. مراقب خودت باش منو که نشناختی خودتو بشناس🌱🌱........................................ ............................ ................ هر وقت ناامید شدی به این فکر کن که، بهترین ورژن تو ارزش جا نزدن رو داره..... 🌱⛓️🕯.............[][............................به هرچیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد،چنان گردد که از عشقش بخیزد صد پریشانی⛓️🌱🌙............................... ................... ................... ..... آهنگی که دوست دارم به خودم تقدیم کنم:تو اون کوه بلندی که سر تا پا غروره،،،،کشیده سر به خورشید غریب و بی عبوره،،،،تو تنها تکیه گاهی برای خستگی هام،،،، تو میدونی چی میگم گوش میدی به حرفام،،،،،، به چشم من به چشم من تو اون کوهی، پر غروری، بی نیازی، با شکوهی، طعم بارون بوی دریا، رنگ کوهی🌱🌙🫀

شما ک بهت میاد ادم حاطر جوابی باشیاینجا ک خوب جواب کاربرا میدی کلی لایک میخوری

شِت🤣🤣🤣

نه منظورم اینه اینقد از آدما دیدم

که جمع های دو سه نفره به بالا رو دوست ندارم دیگه

گاهی در یک مکان تاریک هستی و فکر می کنی مَدفون شده ای اما در واقع تو را کاشته اند 🌱 “کریستین کین”
چی شد این تغییرات کردی

ازدواج که کردم تغییر کردم آخه بزور هم شده بود باید میرفتم مثلا مهمونی های خانواده شوهر... ولی بنظرم بیشترین تاثیر رو اتفاق های بد روم داشت اینقدر اتفاق های بد برام افتاد که دیگه سفت شدم دیگه بیرون رفتن برام یه ترس نبود چون چیزای بدتری رو تجربه کردم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز