جاریم زید به برنامه سیزدهمون قرار بود خانوادگی بریم سیزده که بردار شوهر گفت نه جایی که شما میرین دورع خانم من ساعت۱۲پامیشه کل برناممونو ریخت بهم باید بمونیم بعد۱۲بریم که خانم خوابش بهم نخوره از شددت ناراحتی سرم درد میکنه نمیتونم بخوابم
اون وقت دوست مامان من میاد خونمون ساعت نه من بیدار بودم گفت بهاره امروز زود بیدار شده اخه اینا چقدر پررو هستن و سرشون تو زندگی منه اون که متاهلم هست شوهرش با افتخار میگه ۱۲ پامیشه
هر دردی که میکشی برای اینه که بدونی این 🌎 یه گمشده داره
دیدی چند وقت پراز ناامیدی میشی. بعد یه دفعه یه خوشحالی میاد تو دلت (اون خداست...) ........ وقتی در تاپیکی شرکت میکنم لطفا زیر من ریپ نزن اصلا خوشم نمیاد.. چون پیام من برای صاحب تاپیک هست ن توی هرنخود آش 😏... اصلا از آدمایی یهو میپرن ب ادم خوشم نمیاد.. سعی کن وقتی بامن صحبت میکنی حدتو نگه داری 🌷
والا داداش و بابا و عموهام رفتن شب بخوابن همونجایی که قراره بریم، جا بگیرن چون خیلی شلوغ میشه ما هم قراره ۸ بریم🤣🤣
این دیگه خیلی ناز نازیه
https://t.me/BiChatBot?start=sc-383b16366f کاربر قدیمی با ۵ تا اکانت ترکیده و همه تاپیکا متعلق به شخص خودم نیست چندین نفر روی این اکانت تاپیک زدن اگر دلخوری ایجاد شده از ته قلبم معذرت میخوام🙏🏼