بچه ها امروز ما میخواستیم بریم جایی خیلی کار داشتم شاغلم هستم رفتم سرکار یه چند ساعت کار انجام دادم اومدم خونه رو تمیز کردم لباسارو زدم بشوره بعد گفتم برم حموم بعد اون تایمی ک میخواستم برم حموم تایم لباسشویی تموم میشد به شوهرم ک از صبح هیچکاری انجام نداده بود و ظهر هم خوابیده بود گفتم یه لباس هارو پهن کن گفت من این کارارو نمیکنم اینا کارای زنونس منم عصبانی شدم گفتم از صبح من کلی کار کردم یه کار تو انجام بده زمین ب آسمون نمیرسه گفت نه که نه
منم لباس خودمو ک لازم داشتم از تو لباسشویی دراوردم و پهنش کردم گفت همشو پهن کن وگرنه امروز بیرون نمیریم ( قرار بود جایی ک من دوست دارم بریم) گفتم نمیکنم با اینکه خیلی دوست داشتم برم اونجا ولی لج کردم گفتم نمیام سر هرچیزی بخوای منت بزاری . گفته تا لباسارو پهن نکنی نمیریم ولی من خیلی حرصم گرفته اخه از صبح من یدیقه هم استراحت نکردم بعد این آقا خواب ظهرشم کرده هیچ کاری نکرده یچیز بهش گفتم دعوا راه انداخته چیکار کنم
چند بارم اینجوری شده من باز انجام دادم الان نمیخوام فکر کنه همه کار ها ب دوش منه