2777
2789
عنوان

سه تا خطره عجیب دارم ماورایی بیاین

141 بازدید | 14 پست

اولیش برا زمانی هست که خیلی بچه بودم کنار مادر بزرگم ایستاده بودم و یک لحظه نگاهم به سقف خونه مادر بزرگم افتاد یک موجود عجیب که یک عصا  دستش بود و با پیراهن سیاه که به من نگاه میکرد  جالبه بدونین مادر بزرگم تعریف میکرد وقتی مادرم کوچیک بود خونه اتیش میگیره مادر بزرگم میبینه یک موجود سیاه جلو مادرم ایستاده اتیش بهش نخوره مشخصات موجودی که دیدم با مشخصات اون موجود یکی بود

دومیش وقتی بچه بودم من یک حفره توی قلبم داشت نمیدونم برای چی بود یک بار توی هتل مشهد بودیم من توی خواب یک لحظه روحم جدا شد رفتم خونه خودمون تو اشپز خونه یک چیزی از پشت پیراهنم رو گرفت یک لحظه از بهشت رد شدم فرشته ها رو دیدم و زیبا ترین جایی بود که نمیتونم توصیفش کنم وارد باغی شدم یک پیرزن چادری که انقدر پیر یود کمرش خم شده بود کلی نصیحتم کرد که بیشتر به پدر و مادرم ربط داشت

سومیش مال پنج سال پیشه من توی مسجد جمکران بغل پدرم ایستاده بودم و دستای پدرم رو گرفته بودم یک لحظه یک ادم خیلیییی بلند و زیبا و جذاب بغلم دیدم با پیراهن و لباس های قدیمی ولی سایه نداشت!!!! سایه من و پدرم روی زمین بود ولی اون نه پدرمم چند بار بعدش گفت من ندیدم اصلا همچین کسی رو و قدش از همه ادمای اطرافمون تا چشم کار میکرد بلند تر بود یک شکلات بهم داد و یک لبخند بهم زد دو قدم رفت جلو و جلوی تخم چشمام غیب شد؟!!!!!!!!

شما هم بگین

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

مسجد. کوفه که رفته بودیم این مال چند سال پیشه 

یکی از بزرگان که اونجا دفن شده بود ...

درموردش روضه میخوندن و از شکل و قیافه اش میگفتن ...

وقتی داشتیم برمیگشتیم یک آقا سیاه پوش رو دیدم ...

چهره اش برام مشخص نبود اما با توجه به چیزی که توصیف کرده بودند فهمیدم خودشه ...

من دیدم اما هیچکس نمیدیدش 

داشت به  داخل مسجد می‌رفت 

کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

بچه بودم ظهر از خونه مادر بزرگم خارج شدم برم خونمون همین که در رو باز کردم از دیوار خونه روبرویی دیدم یه موجود ترسنام با ناخنهای خیلی بلند داره بهم نگاه میکنه. نفهمیدم چطور خونه رسیدم

خدايا آن ده ,كه آن به

دوران کودکی بابام رفت رو‌ پشت بوم منبع اب رو تمیز کنه خواهرممبرد بالا

من گریه کرذم که منو هم ببر

خلاصه برد بالا . منو خواهرمدستای همو گرفتیم دور میزدیم یهو یه آدم ترسناک  که کلا قرمز بودم با ناخن بلند بهم گفت برو عقب ،برو عقب 

منم رفتم تا از پشت بوم افتادم


خدايا آن ده ,كه آن به

مسجد. کوفه که رفته بودیم این مال چند سال پیشه یکی از بزرگان که اونجا دفن شده بود ...درموردش روضه میخ ...

من تجربه مشابه تو رو دارم

خاطره جمکرانم به نظرت کی بودش؟

فقط ۶ سالم بود حرم امام رضا رفته بودم و خیلی گریه میکردم اصلا چشمم که افتاد به حرم دیگه نمی‌تونستم جلو اشکام رو بگیرم و این گریه بچگی نبود ... داخل حرم ی خانومی اومد پیشم گفت عزیزم واسه امام رضا گریه می‌کنی ی دونه تسبیح بهم داد .....نمی‌دونم هم کی بود و چرا این کار رو کرد 

تسبیح رو هم تا چندسال پیش داشتمش نمی‌دونم چی شد....

من برای این زمین ، در بهشت هم خواهم گریست ...
زنده موندم .بخیه و اینا خوردم و خدا کمک کرد مامانم گفت بابا با اینکه ماشین داشت انقدر هول شده بود رو ...

من خیلی از این چیزا دیدم ترسناکه 

مثلا بابام میگفت یکی اومده پیشش تولد منو پیشگویی کرده براش اسمی که دارمم اون گذاشته بود بابام اون موقع سرباز بودش ده سال بعدش من اومدم

فقط ۶ سالم بود حرم امام رضا رفته بودم و خیلی گریه میکردم اصلا چشمم که افتاد به حرم دیگه نمی‌تونستم ج ...

من باز ببخشید اینو میگم به هر حال بچه بودم 

من یک بار از دستشویی زیاد توی حرم امام رضا جیش کردم  میگم که بچه بودم همه شروع کردن به فحش دادن بهم و .... یکی از خادمای عزیز منو کشید کنار بهم شکلات داد و یک لبخند زیبا بهم زد هر موقع حالم توی زندگی بد میشه یاد لبخندش میفتم با این که زیاد مذهبی نیستم اما در اینده حتما می‌خوام یک روز در هفته خادم حرم بشم 

من باز ببخشید اینو میگم به هر حال بچه بودم من یک بار از دستشویی زیاد توی حرم امام رضا جیش کردم میگم ...


سلام و احترام

(‌اگر زیر ۳ سال بوده باشید اشکالی نداشته

چون از این سن به بالاتر، بچه اختیار خودشو

میتونه داشته باشه)

حرم معصوم، قداست داره

بهتره برای کسی تعریف نکنید

چون به خاطر عشقمون به امام رضا علیهم‌السلام

قلبمون بابتش ناراحت میشه


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792