pari1377mosl مدیر عضویت: 1401/09/20 تعداد پست: 1615 عنوان خاک توسر خانوادم | مشاهده متن کامل بحث + 503 بازدید | 31 پست از شهر دیگ اومدم جنوب .بعد یک روز ک رسیدم خونه مادرشوهرم دیروز ناهار پختم خونه مامانم تارسیدم گفتم ب شوهرم بیاد . همش خونه مادر شوهرم بودم عیدی هم دادن ب دخترم .الان زنگ زدم اجیم ک بیایم اونور گف چیزی ندارم باید بخرم اولشم بلندگف هااااااهم بیدارم کردی من فقط دیروز زنگش زدم گفتم عب ندارم پس هیچ همه چی هم داره مطمینم . بعد کلی کلاس گذاشتن ب شوهرم گفتم بریم خونه مامانم کباب دوست داری یاخورشت ؟گف هرچی میتونن نیافتم زحمت تازنک زدم مامانم خونه هم ساکت بودصداش بلند گف ناتا میخای بیای بیا با لحن دعوایی گوشیم قطع کرد اخلاقشون اینحورع ابروادمومیبرن الان میگم الکی ب بهانه خونه مامانم بزنم بیرون برم توپارک بادخترم ک خجالت میکشم جلواینا بگم نمیرم اونور آبروم رفت شوهرم فهمید گف من نمیام توبرو خیلی بم برخوردبقران من ی وعده رفتم حیاط شستم غذاپختم تهشم بابام گفت انگار زهره ماره غذات سرخ کرده بودم فقط مرغوابرو برام نذاشتن اون دوتاجاری خانواده هاشون خیلی هواشونو دارن کلاس میزارن من ولی عیدی هم دست بچم ندادن 1404/01/10 | 10:01 0 نفر لایک کرده اند ... گزارش تاپیک نامناسب
رعنا29 عضویت: 1394/08/10 تعداد پست: 3238 عزیزم ب این فک کن ک یکی پشتته من ن شوهرم کامل خوبه ن خانواده درست حسابی دارم خدا انشالله کمکت کنه .. حیف خونم توی شهرتون نیست وگرنه می گفتم بیایی خونمون😔
pari1377mosl مدیر استارتر عضویت: 1401/09/20 تعداد پست: 1615 من هم متاسفانه خانواده سمی دارممنم تصمیم گرفتم تعطیلات جایی نرمبهونه کردم گفتم همسرم روزه میگیره نمی ... من شوهرم روزه بگیر ک نی بادعواهم میارم