مادر شوهر و پدر شوهرم از همون اول عقدم فرق میزاشتن بین من و جاریم.حتی بین بچه هامون برا اون همه کاری کردن برا من هیچ کاری نکردن.هرچی داشتن و نداشتن دادن ب برادر شوهرم و بچش و زنش جز توهین و تحقیر چیزی برام نداشتن حتی برا بچم.میدونین بعد ماه ها برا عید امسال رفتم خونشون ک اونم مادر شوهرم ب بچم گفت زن عمو خونه رو جارو کشیده!!! ب شکهرم گفن چایی بیار برا مهمونم!!با ی حالت طعنه!خب تو همه داراییت دادی اونا کارت برا منه؟
من طبقه بالا پدرشوهرم زندگی میکنم وقتیایی ک جاریم میاد خونه پدر شوهرم حالم بد میشه
شوهرم طرف اوناست
پدر شوهرم هیچ کاری برا ما نکرد الان میگین خب جا داده بهتون شوهرم ی بنده داره کاراشون میکنه
برا اونا هرچی پول و دارایی داشته داده احترام داده.حتی پول تو جیبی برا بچش
خستم تو بازی اینا افتادم
از مادر شوهرم ب حدی متنفرم ک حدی براش نیس
براش غذا میدادم اونم دیگه نمیدم مرض بخوره زنیکه بی چشم و رو