2777
2789
عنوان

بچه ها میاین توروخدا خیلی حالم بده

114 بازدید | 21 پست

بچه ها خونواده همسرمن اومدنی شدن متاسفانه وتاچندساعت دیگه میرسن اما جدای این موضوعی که الان خیلی من و اذیت کرده اینه که همسرم رفته سراغشون و داره میارتشون و قراره همسرمم ببرشون چون پدر عزیزش رانندگی بلد نیست حس خیلی بدی بهم دست داده یه جورایی حس میکنم مثل خواستگاری یادوس دختر دوس پسرا که باخونوادش میادو میره اصلا فکر میکنم به اینکه باز با اونا میخواد برگرده بغض میکنم گریم میگیره شاید جبهه بگیرید الان ولی بگم که این خونواده اصلا هیچ خیری برای ما نداشتن کل این سالها زهر مار من کردن حتی دارن میان هم یه زنگ نزدن به من که داریم میایم و هیچ احترامی به من قائل نیستن منم باردارم و استراحت مطلق و خونه پدرمم بااین شرایط باز پاشدن اومدن و یکی دوماه دیگه باز برا زایمان میخان بیان چه رفتاری باهاشون داشته باشم نمیخام خیلی رو بدم ازطرفی نمیخوامم به چشم شوهرم بدبیام بارو ندادنم ولی بیشتر ازهمه این اذیتم میکنه که حس بدی دارم به اومدن و رفتن شوهرم باهاشون به خدا دست خودم نیست واقعا حس میکنم مثل دوست دختر دوس پسراییم واقعا گریم میگیره😔توروخدا راهنماییم کنید

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

الان که میان تو باز خونه ی پدرتی یا برمیگردی خونه خودت؟غذاشون رو میخوای چیکار کنی؟هرسال میان این مدل ...

بعدازدواجمون این همه سال گذشته برااولین بار دارن میان منکه خونه بابامم چون پله های خونه خودم خیلی زیاده البته اگر شوهرم به زور نبرتم امشبم شام مامانم درست کرده

به مادرشوهرت بگو لکه دارم بلد میشم بدتر میشه میترسم خدانکرده زبونم لال برا بچه مشکل پیش بیاد وگرنه خودم واستون غذا میپختم میرسیدم بهتون

اینو همون روز اول بگو یعنی ازت انتظار نداشته باشن

خونه بابات بمون بگو حالت خوب نیست

اگه این حرفا حالیشون بود نمیومدن به شوهرم میگم بابت این اوردنه و بردنه اذیتم بغضم گرفته از الان میگه الان من چه جوابی باید بدم بهت😔

به مادرشوهرت بگو لکه دارم بلد میشم بدتر میشه میترسم خدانکرده زبونم لال برا بچه مشکل پیش بیاد وگرنه خ ...

من به شوهرم گفتم اونم گفت خودشون میپزن بعدم مادرش از خداشه بلایی سربچم بیاد شوهرمم که طرف اونا میگم اذیتم ازاین اوردنه و بردنه گریم میگیره بهش فکر میکنم میگه الان من چه جوابی باید بدم

میدونم حس ات چیه ولی خب پدرمادرشن ماشین ندارن چجوری بیان پس 

اونا هم میگن الان نریم 

خانواده عروس میگن مادرشوهرش نیومد یه سر بزنه

میدونم خیییییلی سختته ولی بخدطر ارامش بچه ات یه ندت بزن بی خیالی

میدونم حس ات چیه ولی خب پدرمادرشن ماشین ندارن چجوری بیان پس اونا هم میگن الان نریم خانواده عروس میگن ...

ماشین دارن رانندگی بلد نیستن بااتوبوس و قطار بیان به خدا اینقدر عذابم دادن باحال حاملم چنان استرسی بهم دست داده انگار قراره شکنجه گرمو ببینم 

ماشین دارن رانندگی بلد نیستن بااتوبوس و قطار بیان به خدا اینقدر عذابم دادن باحال حاملم چنان استرسی ب ...

در ک ات میکنم ولی راه دیگه ای تیس دبگه

یا باید بشینی غصه بخوری

یا تو دلت بگو ولش کن فدای یه تار موی بچم و اروم بشی

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بیاین

delvinoooooo | 23 ثانیه پیش
2791
2779
2792