ما جایی نرفتیم امسال صابخونمون پریشب امدن خونمون بعد شاکی بودن که نمیایین که ما نیاییم نمیدونم خیلی ارومین فلان 🫤 اصلا دوست ندارم رفت امد کنم صابخونه قبلیمون همین که پاش باز شد ب خونمون فکرد خیلی مثلا داریم یهو ۵ تومن گذاشت رو کرایه در امدیم منتها شوهرم یسرع میگه بریم زشته اونا بزرگن امدن
من مه الوده تر از گردنه حیرانم ...بغض باران شده ی چشم تر گیلانم🌱 کاربری هفتم از سال ۹۷ با افرادی که فاقد شعورن وارد بحث نمیشم😌 عاشق اشپزی تو تاپیکای اشپزی تگم کنید
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
منم اصلا خوشم نمیاد خیلی اصرار ب رفت امد دارن همش خوراکی اینا میارن میان جلو در حرف میزنن من ظرفشونم که خالی کنم میزارم رو پله نهایت دم در میدم برمیگردم
من مه الوده تر از گردنه حیرانم ...بغض باران شده ی چشم تر گیلانم🌱 کاربری هفتم از سال ۹۷ با افرادی که فاقد شعورن وارد بحث نمیشم😌 عاشق اشپزی تو تاپیکای اشپزی تگم کنید
هشت سال یه جا مستأجر بودم اصلا ندیدم داخل خونه صاحبخونه چه شکلیه خوشم نمیاد با صاحبخونه صمیمی شد
۱ـ من اینجا حقیقت رو میگم نه چیزی که دوست داری بشنوی ۲-درخواست دوستی به هیچ وجه پذیرفته نمیشود حتی شما دوست عزیز۳ـ لایک کردن همیشه به معنای تایید نیست گاهی لایک میکنم که بگم ریپلایتون رو خوندم ۴ـ وقتی برای کسی که درخواست راهنمایی داره وقت میذارم و کلی براش مینویسم توقع تشکر ندارم ولی حداقل یه لایک کنید بدونم ارزش قایل شدید و خوندید اینا جز آداب معاشرته و نشانه ادب و شخصیت
میشه وقتی امضامو دیدین برای آرامش دل من و مشکلاتم صلوات یا هر سوره ای که دوست دارید برام بخونید مهربونا؟❤ 1404/6/26 خیلی مشکلات بدی و دارم تو زندگی تحمل میکنم به امید روزی که همه چیز درست بشه 🙏🥺
منم اصلا خوشم نمیاد خیلی اصرار ب رفت امد دارن همش خوراکی اینا میارن میان جلو در حرف میزنن من ظرفشونم ...
کارت درست نیست محترمانه ظرفشا پس بده
سلام!حال همهی ما خوب است ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،که مردم به آن شادمانیِ بیسبب میگويندبا اين همه عمری اگر باقی بودطوری از کنارِ زندگی میگذرم که نه زانویِ آهویِ بیجفت بلرزد ونه اين دلِ ناماندگارِ بیدرمان!تا يادم نرفته است بنويسم حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بودمیدانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازهی باز نيامدن است اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی ببين انعکاس تبسم روياشبيه شمايل شقايق نيست!راستی خبرت بدهم خواب ديدهام خانهئی خريدهام بیپرده، بیپنجره، بیدر، بیديوار … هی بخند!بیپرده بگويمت چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شدفردا را به فا💖ل نيک خواهم گرفت دارد همين لحظه يک فوج کبوتر سپيداز فرازِ کوچهی ما میگذردباد بوی نامهای کسان من میدهديادت میآيد رفته بودیخبر از آرامش آسمان بياوری!؟نه ریرا جان نامهام بايد کوتاه باشدساده باشدبی حرفی از ابهام و آينه،از نو برايت مینويسم حال همهی ما خوب است اما تو باور نکن