صبح خواب ديدم،رفتم با مامانم قبرستان،سر خاك مامانبزرگم بودم
ي اقايي اومد گفت اگ ميخوايين مردتونو ببينين من نبش قبر ميكنم،گفتيم باز كنه
وقتي قبر رو باز كرد،جسد انگار تازه بود..با اينك مامانبزرگم ٢٠ ساله فوت شده؛وقتيم اومد سنگارو از روشون برداره ي صداي جيغ و داد و ناله ميومد(نفهميدم يجوري بود ك نميفهميدم عذاب ميكشه يا ميخواس بگ زندست)
انقد ترسيدم ازخواب پريدم
.
كسي ميدونه تعبيرش چيه؟