زن عموی سابق هستن همسر اول عموم الان عموم ازدواج مجدد کرده و تو شهر ما زندگی میکنه اما همسر سابقش و بچه هاش (سه تا دخترعمو دارم و ی پسرعمو همشونم ازدواج کردن و بچه دارن) شهر دیگه زندگی میکنن اینا هرسال عید میان شهر ما و تمام طول عید خونه ما مهمون بودن ، ماهم مشکلی نداشتیم اتفاقا خوش میگذشت بودن خوب بود امسال قبل عید ما به زن عموم گفتیم ۴ روز میخایم بیایم شهر شما مسافرت میایم خونه شما میمونیم اولش گفت بیاید بعدش که ما رسیدیم شهرشون گفت من خونه نیستم( دختر بزرگش شهر دیگه زندگی میکنه گفت رفتم خونه اون) خلاصه ما رفتیم هتل . الان زنگ زدن اخر هفته میایم خونتون شما باشید دیگه اینارو خونتون راه میدید یا بهونه میارید که نیان؟؟؟ چون بار اولش نبود این رفتار هربار ما گفتیم خب ماهم بیایم خونتون بهونه اورده و گفته نیاید مشخصه نمیخواد بریم
اگر ایران بجز ویرانسرا نیست/من این ویرانسرا را دوست دارم.اگر تاریخ ما افسانه رنگ است/من این افسانهها را دوست دارم.نوای نای ما گر جانگداز است/من این نای و نوا را دوست دارم.اگر آب و هوایش دلنشین نیست/من این آب و هوا را دوست دارم.به شوق خار صحراهای خشکش/من این فرسوده پا را دوست دارممن این دلکش زمین را خواهم از جان/ من این روشن سما را دوست دارم.اگر بر من ز ایرانی رود زور/من این زور آزما را دوست دارم.اگر آلوده دامانید، اگر پاک/من، ای مردم، شما را دوست دارم