خطاب به تایپک قبلی یکی که گذاشته دخترخالم عاشق مهماندار بودنه حالش بده منم اینطوریم از بچگی عاشقی مهماندار بودم الان پایتخت و دیدم حالم گرفته شد چون قدمم کوچیکه تا اخر عمر حسرت رفتنش میمونه تو دلم🙃
تا یه جایی زوری می خندی ولی همین خنده هات اشکن به مو می رسه پاره هم می شه همه شنبه ها رفتن آدما چقدر عزیز می شن وقتی که قاب عکس شن عجب رسم تلخی منم می خوام یه قاب عکس شم.. دیگه نمی ترسم قلبم جا بزنه جاش یه سنگه دیگه نمی ترسم سیاه بره چشام یهو تار شه صحنه دیگه یادم نی کی اصلا دلمو کجا شکسته عجله داره دیرشه روحم می خواد جدا شه از جسم...🖤