خطاب به تایپک قبلی یکی که گذاشته دخترخالم عاشق مهماندار بودنه حالش بده منم اینطوریم از بچگی عاشقی مهماندار بودم الان پایتخت و دیدم حالم گرفته شد چون قدمم کوچیکه تا اخر عمر حسرت رفتنش میمونه تو دلم🙃
من علاقه نداشتم با این فیلم علاقه مند شدم حیف الان دانشجو مهندسی برقم
تکیه به عرش داده ای به این زمانه خیره ای چه قلب های سوخته چه روزگار تیره ای خیره به پست تر شدن خیره به خیره سر شدن خیر به حمله ور شدن خیره به خون جگر شدن به این همه فراعنه به برده داری نوین به خوردن تن جنین به این قساوت زمین مدرسه های بی پناه دخترکان بی گناه بیا کمک رسیده آه سنگدلان روسیاه دریده گان پر غضب دهان نجس و بی ادب مریض و واجب المطب قماش تجزیه طلب پشت به ساحت وطن در التماس اهرمن نمیزنی چرا بزن آه وطن وطن وطن صبر چگونه میکنی بر این همه جفا علی بغض چگونه میخوری یاد بده به ما علی
تا یه جایی زوری می خندی ولی همین خنده هات اشکن به مو می رسه پاره هم می شه همه شنبه ها رفتن آدما چقدر عزیز می شن وقتی که قاب عکس شن عجب رسم تلخی منم می خوام یه قاب عکس شم.. دیگه نمی ترسم قلبم جا بزنه جاش یه سنگه دیگه نمی ترسم سیاه بره چشام یهو تار شه صحنه دیگه یادم نی کی اصلا دلمو کجا شکسته عجله داره دیرشه روحم می خواد جدا شه از جسم...🖤
تا یه جایی زوری می خندی ولی همین خنده هات اشکن به مو می رسه پاره هم می شه همه شنبه ها رفتن آدما چقدر عزیز می شن وقتی که قاب عکس شن عجب رسم تلخی منم می خوام یه قاب عکس شم.. دیگه نمی ترسم قلبم جا بزنه جاش یه سنگه دیگه نمی ترسم سیاه بره چشام یهو تار شه صحنه دیگه یادم نی کی اصلا دلمو کجا شکسته عجله داره دیرشه روحم می خواد جدا شه از جسم...🖤