یه خواستگاری داشتم همکار از آذر به بهونه های مختلف پیام می داد محترمانه سر کارم بسیار معقول سر به زیر مورد تایید اول اسفند بهم گفت اجازه میدین بیایم برای خواستگاری منم گفتم تشریف بیارین از اول اسفند هنوز شماره مادرم رو نگرفته برای هماهنگی و زنگ زدن بعد کلا سه روز یکبار بهم پیام میده اونم یازده شب به بعد دو بار به گفتم من از اینکه دیر به دیر پیام میدین بدم میاد اونم دیر وقت گفت فکر کردم شما خوشت نمیاد من توضیح دادم نه اینجوری بیشتر بدم میاد دوباره این سری گذاشت بعد سه روز پیام داد منم کلا سین نکردم و بلاکش کردم
هیچ پس اندازی نداره خونه و ماشینم نداره فقط همین شغل و تحصیلات من که پشیمون نیستم ولی مامانم یکم دلخور شده ازم