2777
2789
عنوان

سن بیست و یک سالگی برای ازدواج

77 بازدید | 12 پست

منو میخوان بزور عروس کنن

از خواستگارام خوشم نمیاد ولی چون همه تو سن من ازدواج کردن باید قبول‌کنم 

انقد تو خونه پدر و مادرم بهم تیکه میندازن تحملشون خیلی برام سخت شده 

چیکار کنم از خواستگارم که خوشم نمیاد ازش قبول کنم‌

بعدا پشیمون میشم؟


100 درصد پشیمون میشی 

دانشگاه میری؟

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

به اجبار ازدواج نکن،حتی شده مقاومت کن

امضات یعنی چی؟

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

دبیر ریاضی

ایش از ریاضی متنفرم

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

با ازدواج غلط از چاله می‌ری تو چاه. این خانواده‌ای که می‌گی احتمالا حامی نیست اگه شوهرت بد شد گردن نمی‌گیرن بگن ببخشید تقصیر ما بود.

جلوشون وایسا. زندگیته. جوونیته.

.She's somebody , not some body.  

😂😂ریاضی رو اگه بفهمی اینقد شیرینه که نگو،چون از همون اول باهاش ارتباط درستی نگرفتین ازش متنفرین

اره معلما یجوری واسه ریاضی باهامون کار‌میکردن که آدم اگر میرفت روسیه به دست کا ب گ شکنجه میشد اینقدر عذاب نمیکشید🤣

 در کوچه ام،در یک کوچه خلوت وبی کس راه میروم.بدون نگاه به پشت سر،درنقطه ای که راهم را تاریکی فرامیگیرد،گویی رویایی میبینم که درانتظارماست.آسمان سیاه با ابرهای خاکستری پوشیده شده.گویی رعد وبرق پنجره ی خانه هارانشانه گرفته.عالم وآدم درخوابند،فقط دو دوست بیدارند.یکی منم ودیگری پیاده روهای خلوت

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز