۲۹ سالمه و مجردم. خیلی دلم میخواد زودتر ازدواج کنم. اینم بگم اصلا اهل دوست پسر نیستم، چون خط قرمز بابامه. چند سال پیش، مامانم عروسی یکی از فامیلاش رفته بود، تو همون عروسی یکی از فامیلهاشون، پیش مامانم، کلی از پسرش صحبت کرد، آخرشم گفت پسرم بهم میگه برای من از یک دختر خوب خواستگاری کن، بعد به مامانم گفت میشه دخترت(اسم منو آورد) با پسرم، یه مدت با هم رابطه داشته باشن. مامانم گفت، دخترم اهل این روابط نیست. حالا پسره، کلا تحصیلات دانشگاهی نداشت،مامانش میگفت،پسرم میگفت درس چیه،من به جاش کار می کنم. و مامانم میدونست قطعا بابام با همچین پسری موافقت نمیکنه و سعی کرد خیلی محترمانه ردش کنه، اون موقع ناراحت نشدم. چون خودم اون موقع دانشجوی ارشد بودم. امروز حرف یه چیزی شده بود، بهم گفت یکی از دوستام واسطه شد که تو رو برای پسر یکی از دوستاش خواستگاری کنه، پسره ارشد داره، ولی من یه جوری ردش کردم، چون اون که تو رو ندیده، شاید بیاد تو رو ببینه، ازت خوشش نیاد، فکر کنم با این شرایط خانوادگیم، من هیچ وقت ازدواج نکنم. نه میزارن با پسری رابطه داشته باشم، پسری هم بخواد به صورت سنتی بیاد خواستگاریم، به بهونه ی اینکه تو رو نمیشناسه رد میکنن. اصلا هم روم نمیشه به مامانم چیزی بگم. اینم بگم الان معلم ابتدایی هستم.
ما ندرتاً دربارۀ انچه کـه داریم فکر میکنیم، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم کـه نداریم. «شوپنهاور»
همیشه میترسم سنم اینقدر بالا بره، که دیگه نتونم ازدواج کنم😭
سنت بالا میره توانایی و موفقیت هاتو هم بالا ببری معضل شوهر پیدا نمی کنی 😄
دختری بادنیای دخترانه خودوقلبی مهربان🎊🎀 دوسه مثقال خریت زخران چیزی نیست 🐴 آدمی هست که الحق دوسه خروار خراست ...💫اگر ایران به جز ویران سرا نیست ؛ من این ویران سرا را دوست دارم 💔
خب شما که بچه نیستی همه چیزو به خونوادت بگی۲۹سالته کیس خوب پیش اومد یه مدت درارتباط باشید اوکی بود ب ...
ببینید چه جوری بگم؟ اینقدر از طرف خانوادم محدود شدم، اصلا جرئت نزدیک شدن به پسری رو ندارم. همش میگم من تهش بتونم، سنتی ازدواج کنم، اونم خانوادم اصلا موقعیتش رو فراهم نمیکنن
ما ندرتاً دربارۀ انچه کـه داریم فکر میکنیم، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم کـه نداریم. «شوپنهاور»