سلام بچه ها سال خوبی داشته باشین عقدم میخوام برم عید دیدنی شوهرم میگه تو هر عید دیدنی لازم نیست من باهات باشم خودت هم تنهایی میتونی بری حالا این یه طرف دیروز عمه ام دعوت کرده بود افطاری با هزار بد بختی راضیش کردم رفتیم اونجا بعد اونجا حالش بد شد واقعا خیلی و امشب هم خاله ام دعوت کرده بهش میگم بیا بریم مامانمم بهش گفت میگه نه بمنم میگه نه دیشب اومدم دیگه اینو گفت خیلی معذب شدم بنظرتون باید همه عید دیدنی ها رو باهم بریم و امشب رو چیککار کنم ؟!؟
منم راستیتش از همین میترسم برای همین حیلی دلم میخواد امشب رو بیاد ولی نمیدونم چیکار کنم که بیادش
خیلی همبهش گیر نده
ولی اگه خيلي کوتاه بیای هر دفعه یه بهونه میاره
شوهر من به این دلیل نمیاد تو هیچ کدوم از جمع ها و دورهمی ها چون میگه همه با هم حرف میزنن کسی منو تحویل نمیگیره بهم بی محلی میکنن بعد ۱۰ سال هنوزم فکر میکنه تو جمع غریبه اس. دلیل دوم هم اینه که چون شغلش شیفتی هست و چند بار به خاطر اینکه سر کار بوده نیومده دیگه عادت کرده تا اسم مهمونی میشه میگه بگو من شیفتم
خب حیلی بده اینجوری من تنهایی میرم هی ازم میپرسن کجاست و اینا منم نمیدونم چی بگم !
بگواونم خونه خالش دعوت بود
لطفا اگرازپستی درتایپکی گذاشتم خوشتون اومدیادرتایپکی کمکتون کردم لطفابرای سلامتی وسربلندی وخوشبختی همسروبچه هام دعاکنید هوای یکدیگر را داشته باشیددل نشکنیدقضاوت نکنیدهنجارهای زندگی کسی را مسخره نکنیدبه غم کسی نخندیدبه راحتی از یکدیگر گذر نکنیدبه سادگیِ آب خوردنبر دیگری تهمت ناروا نبندیدبه حریم آبروی دیگریبدون اجازه وارد نشوید ...آدمها دنیا دو روز است !هوای دل یکدیگر را بیشتر داشته باشیم 💖