چندیدن ساله ک درگیر ی طلسم لعنتی ام
ک ب احتمال خیلی زیاد فکر میکنم کار جاریمه
ی خواب خیلی بد دیدم
انقد بد بود ک بشدت ذهنمو درگیر کرد
دست ب هر کاری میزنم نمیشه
دیگه بعد اون کابوسم ی مرد اومد بخابم گفت ببین اصلا او خوابت تعبیر نداشت بعد ی نفر اومد در زد رفتم درو ک باز کردم ی نفر انگاری نمیتونست صحبت کنه انگاری لال بود ب شوهرم گفتم بیا ببین چی میگه با شوهرم بسختی حرف زد و رو کرد ب منو شوهرم گفت این قسمت خونه اتون دعا هست
تو خوابم نشونم دادن ک دعا روی یکی از لباس های قدیمیم ک صورتی رنگ بود زدن
قشنگ بهم نشون دادن هشت ساله اون دعارو زدن برام
دقیقا هشت ساله و نیمه ک زندگیم زیر رو شده
نمیدونم دیگه چیکار کنم
خسته ام
از همه بدتر اون جایی ک تو خواب نشونم دادن ی ستون تو دیوار مشترک با پدرشوهرمه ک اصلا نمیتونم بکنم