بچه دومم رو ناخواسته باردار شدم همسرم که اصلا نمیخواست به زحمت راضی شد نگهش دارم منم به خدا گفتم خدایا یه بچه بی دردسر بهم بده که همسرم پشیمون بشه از نخواستنش
دقیقا برعکس شد
بچم با یه مشکل مادرزادی متولد شد که تو هیچ آزمایشی و سونویی قابل شناسایی نبود و خیلی نادر
نمیخوام اسم مشکلش رو بگم چون اینجا آشنا دارم زیاد از اون روز تا الان که 2 سال گذشته افسردگی دارم هیچ وقت از ته دلم نخندیدم خیلی وقتها به خدا گله کردم و شکایت
گاهی به بچه های اقوام نگاه میکنم حسرت میخورم و میگم خدایا چرا من
نقصی که داره خیلی خیلی سخته که بخواد با عمل حتی درست بشه
کسی شرایط منو داره