دوستان خواهرم یک خواستگار داشتن چندسال پیش خودش خیلی آدم خوبی بود ولی مادر بشدت کنترل گری داشت به حدی که جلسه خواستگاری همه فهمیدن و تو تحقیقاتمون هم تموم همسایه ها گفتن. حتی همون جلسه که اومدن خونمون و رفتن خواستگار پیغام داد به خواهرم که مامانم گفته روسریت قشنگ نبود. من مانع ازدواج خواهرم شدم یعنی مدام بهش گوشزد میکردم مامانش زندگیتو خراب میکنه و این آقا هم بدون مامانشون یک لیوان آب نمیخورن.به حدی که دامادش هم باهاش رفت و آمد نمیکرد. الان پشیمونم چرا مانع شدم چون اخلاق خواستگار خوب بود. کار اشتباهی کردم؟
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
هرچقدر بیشتر توضیح میدی بیشتر مطمئن میشم که خوب کاری کردی ردشون کردی.تو ۴۰ سالگی هنوز چشمش به دهن ما ...
ممنونم ازینکه راهنمایی کردین عزیزم، دقبقا منم ناراحت همین بودم که 40 سالش بود مثلا رئیس یک شزکت بود و مستقل بود و اصلا نمیتونست تصمیم برای زندگیش بگیره و همش میگفت هرچی که مامانم بگه. من اصلا کیس مناسبی نمیبینمش.چشم عزیزم همه تلاشمو میکنم. فعلا که موفق نشدم ولی امیدم به خداست ان شاء الله خدا کمک کنه و بتونم کاری کنم