خلاصه با هم رسیدیم و با همم رفتیم تو خونه شوهرم گفت که وسایل من و حاضر کن سمانه صبح مسافرم خب منم میدونستم دیگه میره کجا گفتم باشه برو به کارت برس خلاصه شوهرم رفت و مادر شوهرم شروع کرد اره واسه چی پسر منو دو ماه دو ماه تو کشور غریب ول میکنی
خودتم یه سری ددر دودوری نوه م از صبح تا ظهر مهده چه جور مادری هستی