این قضیه مال بچگی منه تا الان من یک خاله داشتم بچه دار نمیشد یک روز به همه گفت باردار همه خوشحال ☺️
بچه به دنیا امد بزرگ شد بعد از چند سال صحبت های مامانم خاله مو شنیدم فهمیم دختر خالم اصلا بچه واقعی خالم نیست اما به کسی چیزی نگفتم آخرشم نفهمیدم بچه رو از کجا اوردن یک از عمو هام با خالم بد بود از شانس بد اونم فهمیده رفت به دختر خالم همه خانواده گفت و دختر خالم با همه دشمن شد خالم شوهر خالم من خانواده گفت دروغ گو هستید خائن فلان فلان دختر خالم پیش ما دیگه نموند و رفت منم دیگه ندیدمش خالم اینقدر ناراحت دنبالش نرفت اون کار داشت در امد داشت رفت شهر دیگه نمیدونم کدوم شهر بود من 2 سال پیش رفتم سنندج رفتم تو یک فروشگاه دختر خالم دیدم واقعا ناراحتم کاش هیچ فقط نفهمیده بود