روز اول ک خواهرم دعوا راه انداخت و یکعالمه گریه کردم
امروزم با قیافه ناراحت پر از عقده اومده
با شوهرش دعوا کرده و قراره اینجا بمونه اونم با بچه
بخدا خستمممممم ، سیزده ساله همینه
یکبار شش ماه اومد انقدر ادا درآورد، از آخر همه رو ول مرد رفت با شوهرش
گیر عجوزه افتادم
نمیدونم چ گناهی کردم ک گیر این عفریته اوفتادم