اصلا مادر من خود کم بینی داره
فکر کن من یه دختر سالم سر به زیر ۲۰ ساله رتبه سه رقمی کنکور، نفر دوم شهرستان تو کنکور ،یه رشته ای میخوندم که شغلش حتمی بود، اوضاع خانواده خوب، چهره خوب، هر ماه خواستگار داشتم، بعد انقدر اذیتم میکرد تا با آدمی که شغل نداشت ازدواج کنم، میگفت تو شوهر گیرت نمیاد، جالبیش اینه که رو خواستگار خوبها تاکید نمیکرد ، رو اونایی تاکید میکرد که سگ روشون تف نمیکرد
خدا به سر شاهده یکی نبود از فک و فامل و درو همسایه و دوست و آشنا و همکار که منو بشناسه و خواستگاری نیاد باز این زن میگفت هیشکی تورو نمیگیره پوسیدی سنت رفت بالا
پدرمم دست کمی از مادرم نداشت
برای فرار از دستش ازدواج کردم که خانواده شوهرمم شدن این
الان انتظار داره چون برام قورمه سبزی میپزه دوستش داشته باشم و نبینم چجوری زندگیم رو نابود کرده😅
حیف از جوانیم