2789
عنوان

مادرشوهر

120 بازدید | 9 پست

بچها با مادرشوهری که خیلی عقده ایه چیکار کنم من درگیر نازاییم همش داخل مطب دکترام نشده حتی ی بار بگه شماها ک از صبح تا شب مطب بودین چی غذا خوردین بیاین اینجا نون پنیر بخورین ولی وقتی خودش ی کاری داره از دکتر خرید بیرون هرچی پدرشوهرمو 2تا برادر شوهرام میان خونه ما شامو ناهار مشکلم غذا نیستا بهم خبر نمیده ک میان یهو 12ظهر میان داخل میگن ما ناهار اومدیم يا 8 9شب میان از غذامم ایراد میگیرن چرا اینه چرا اونه نمک نداره فلان خسته شدم چیکار کنم باهاششش

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

دقیقا مادرشوهر منو توصیف کردی دو ماه یکبار ما رو تو خونه اش راه نمی داد بعد خودش یک روز در میان خونه ما بود برای شام، ۴ سال پیش کم کم رابطه ام رو کم کردم اونم فهمید دیگه زیاد نمیاد

من از بس شوهرمو دوست داشتم خیلی بهشون رو دادم حالا سوارمن خداازش نگذره پیرزن افریته

دختر انگاری داری منو توصیف می کنی منم از شوهرم خجالت می کشیدم خانواده اش هر بلایی سرم میاوردن، فکر کن دو تا کوچه فاصله داریم یک روز درمیان می یومدن شب هم می خوابیدن ۱۲ سال تحمل کردم بعد می یومدن یه استکان جا به جا نمی کردن ۴ سال پیش زایمان دومم با شکم پاره براشون شام درست کردم مادرشوهرم ایراد گرفت ازم منم زدم سیم آخر گفتم از این به بعد حق ندارید بدون دعوت بیاید، اونم گفت خونه پسرمه، گفتم پسرت زن و بچه داره تنها نیس زن و بچه هاش هم نیاز به آرامش دارن، درسته یه جنگ جهانی پیش اومد ولی من راحت شدم

دختر انگاری داری منو توصیف می کنی منم از شوهرم خجالت می کشیدم خانواده اش هر بلایی سرم میاوردن، فکر ک ...

خیلی کار خوبی کردی واقعا منم دیگه بهشون محل نمی‌ذارم خودمو تو دردسر نمیندازم عمرم رفت اونم با شرایط روحی الانم خیلی خدانشناسن

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792