نمیدونم تأثیر خانوادشه یا چی ولی خیلی ادم بدی شده مثلأ فکر کنید همیشه ب خانواده من احترام میذاشت درحالیکه ک خانواده من احترام چندانی براش قائل نبودن الان بیخودی بهشون بی احترامی میکنه خیلی مصرف مشروبش رو برده بالا خیلی کم خونه میاد خسیس شده رابطه جنسیمون ک کلآ تعطیله تنها حسنش اینه ک تو بچه داری کمکم میکنه امشب ی کاری کرد ک حالمو ب هم زد بهش زنگ زدم گفتم بیا مارو ببر بیرون هی گفت ده دیقه ی ربع فلان ساعت منم بچم موقع بیزون رفتن خیییلی اذیت میکنه یا دسشویی میکنه یا بدش میاد لباساشو عوض کنم در حال جیغ زدنه خلاصه پدرمو درمیاره بد من حاضر شدم زنگ زدم میگم حاضریم میگه ی ربع دیگه میام گفتم ما گرممونه گفت خب دربیارید منم گفتم دیگه نمیخاد بیای گفت ده دیقه دیگه پیشتم گفتم لازم نکرده برو گمشو شبم اومد اصلأ باهاش حرف نزدم تو این مدت دستشم حتی روم بلند کرد اصلآ اینطوری نبود ولی اینو مطمئنم ک خانوادش راجبمم خیلی بهش بد میگن
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شنیدی یا دیدی که خانوادش درموردت بد میگن؟چرا باید این کارو کنن؟!
اره خودش گاهی از دهنش درمیره بهم میگه مثلأ همون موقع ک منو زد البته سر ی موضوع دیگه بود همون تو دعوا گفت تو خونه من باید همون قدر ک ب خانوادت احترام میذاری ب خانوادم احترام بذاری بدش ک اشتی کردیم گفتم ینی چی مگه نذاشتم؟؟؟گفت خاهرم گفته با خانوادت میگفتی و میخندیدی محل ما نمیذاشتی