شوهرم دست برادرش شکسته چند ماه پیش....از دیروز من دارم خودمو میکشم واسش که یه نوبت جراحی گیر بیارم، هزار جاهم ز زدم....ولی نیست دکتر اصلا...مادرش هم زور گرفته که فقط تا قبل از عید باید عمل بشه....الآنم که هیچ دکتری نیستتتتتت بخاطر تعطیلات... حالا زنگ زده میگه که درمونکاه نزدیک خودتون دکتر نیست ببینش...گفتم نه نیست مطمینم...سرم داد زد که تو حالا ی نگاهی بکن😔 جلو مادرش اونم تو ماشین....خیلی تذکر بهش میدم که جلو خونوادش اختراممو نگه داره و حرفی نزنه جلوشون ک من بخام خارو کوچیک بشم