اصلا حریم شخصی حالیش نمیشه میری تو اتاق میاد یکساعت پشت در وایمیسه ببینه چیکار میکنم گوشی زنگ میخوره داد و بیداد که بذار بلندگو میرم حموم بعد ده دقیقه میاد پشت در چیکار میکنی بیا بیرون وایی پول آب زیاد شد میری تو آشپز خونه داد میزنه چی میخوای میری تو گوشی یدفعه میاد بالا سرت چیکار میکنی ببینم سرکار که میرفتم هر روز میومد با لباس های کهنه میاد سرکار منو یه دختر دیگه بودیم لباسفروشی یروز اون مرخصی گرفته بود من تنها بودم صاحب کارمم دوربین چک میکرد میومد سر میزد مامانم فهمیده بود اومده بود نشسته بود نمیرفت مستری چاق یه کراپ کوچولو ور میداشت مامانم میگفت اندازته هرچی من میگفتم اندازه نیست قبول نمیکرد آخر هم میاورد تعویض قیمت کمتر میگفت وقتی قیمت اصلی میگفتم مشتری باور نمیکرد مشتری میخواست بخره مامانم میگفت نخر به درد نمیخوره یواشکی میومد به رئیسم میگفت اینو اخراج کن یعنی فقط بلده ابروی آدمو ببره