خودمامروز خیلییی کار داشتم دبگخدارشکر تمومشد کارای خونه تکونی خیلی خستم در عوض حس خوبی دارم ب تمیزی خونه شبایی کنوقعیت اینجوریم خوابمنمیبره از طرفی فکرمخیلی درگیر نمیدونمچجوریثاقعا شوهرمراضی بشه
من دندونام تهران کامپوزیت کردم ضمانت داره کبا هزینه خودشون ترمیم بشه دوتااز دندونام شکستن کلا افتاده ب شوهرم میگم بریم تهران درست کنیم اصن راضی نمیشه میگ راه دوره اینا دوم عید فرار بریم سفر از تهران میگذریم ۲۹ اخرین روز کاری کلینیک هرچی میگم ماکمیخوایمبریمدوروز زودتر بریم ک راخت بشم من قبولنمیکنه اصلا😭😭 کاش ی راهی بود میتونستم راضیش کنم میگ بمونه هروقت ی کاری داشتمکمیخواستمبرم باهم بریم
خیلی ذهنم درگیر این موضوع