همه حقوقم رو میدم به مامانم که باهام خوب باسه کارت حقوقم باهاشه ماهی حدودا 30 تومن البته از ماه دیگه 20 تومن میشه بدون اینکه حتی یه تومن ازش بگیرم خودم هم کار میکنم هم دارم برا تخصص میخونم قبول بشم
کارخونه هرکاری بگه نه نمیگم انجام میدم خونه رو بگه جاذو میزنم سفره رو جمع میکنم اما مشکل اینجاست نمیگه منم تو اتاقم دارم درس میخونم و خوب خسته هم هستم حال روحی ام هم زیاد خوب نیست اونم وسواس خیلی وسواس اونقدر باهام حرف میزنه حالم رو بد میکنه مثلا همه لباسها رو قبل لباسشویی باید با دست بشوره
امشب اونقدر بهم حرف زد حتی یه کلمه درس هم نخوندم خونواده ام رو بادوستام مقایسه میکنم همش حسرت میخورم
اونقدر استرس خرج خونه رو دارم که گم نیاد همش میگم مامان ببخشی نمیرم کشیک بیمارستان وایسم درس دارم ببخشی پول زیاد درنمیارم حتی لباس هم نمیخرم کتاب هامو هم پرینت میکنم پول اونا رو هم با منت بهم میده اصلا درکم نمیکنه یه بار گفتم پالتو ندارم تا یه ماه جیغ داداش بابابام بود به خاطر از این پول میگیرم منت بزاره سرم بعد به خدا من یه بار باشوخی گفتم پالتوم ضایع است پالتو ندارم
حالم رو بد میکنه خیلی هم کار نمیکنه فقط همش تو خونه میچرخه اصلا خودش هم نمیدونه چیکار میکنه