ما در مراحل جدایی هستیم و باهم زندگی میکنیم بعد در خونه رو باز میزاره ک سردم بشه من رفتم بستمش دوباره اومد بازش کرد گفت گمشو منم رفتم لباس هامم برداشتم رفتم تو حیاط اومد پشت سرم یهو الکی گفتم چرا من رو از خونه بیرون کردی
اقااا اینو ک گفتم دیونه شد رفت نصفه شب. همسایه آورد گفت من نه بیرونش کردم نه قفل در عوض کردم الکی رفته تو کوچه میگه بیرون اش کردم
از اون شب ب بعد هم مثل ادم در رو میبنده