پسر من از شش ماهگي تا شش سالگي مهد بوده الانم ١٠سالشه به لطف خدا ي بچه سالم و شاده و خاطرات مهدكودكشو با شوق تعريف ميكنه ،بدون اغراق ميگم ،من ي مادر فوق العاده حساس و عاطفي بودم بچم هم همينطور اما از مهد كه ميامد ديگه واقعا بهش ميرسيدم و حتي ي ساعت هم تنهاش نميذاشتم ارايشگاه و خريد و باشگاه همه تعطيل
عزبزم من دختر ۴ سالشه روزی که بردم مهد ثبت نام کردم تصمیم گرفته بودم کوچیکه رو هم ببرم دختر کوچیکم ۲ سالشه وقتی رفتم دیدم بچه ها کوچولو صبح زود میان گریه میکنن دلم کباب شد .گریه هم میکردن اونقد اهمیت نمیدادن منم منصرف شدم.دور از جون شما گفتم مگه من مردم که بچم بره مهد