2777
2789
عنوان

زندگی پس از زندگی

313 بازدید | 16 پست

کسی بوده همچین تجربه ای داشته باشه 

حتی درحد کم 

من خودم داشتم ولی انقد ترسیدم انقد داد زدم برگشتم

اَللهُمَّ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَعَجِل فَرَجَهُم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تعریف کن

یه شب نمیدونم چی شده بود اصلا نمیتونستم بخوابم احساس خفگی میکردم انقد تو جام برگشتم اینور اونور 


پامیشدم میرفتم اینور اونور باز میومدم میخوابیدم اصلا نمیشد بعد نمیدونم چیشد یهو خوابیدم یا نخوابیده جدا شدم نفهمیدم 


دیدم ک من دراز کشیدم رو زمین همونجایی ک خوابیده بودم 


بعد دخترم و شوهرمم همون جاهایی ک خوابیده بودن 


بودن داشتم ۳ تامونم میدیدم 


بعد ۴ تا یا دوتا دقیق یادم نیس آدم بزرگ بودن لباس های مشکی پوشیده بودن صورت هاشونم با یجور شال مشکی پوشیده بود 


من اینا رو ک دیدم انقد ترسیدم انقد داد زدم 


هی میخواستم داد بزنم ک شوهرم بفهمه بیاد یکاری کنه من پاشم هی داشتم جیع میزدم پاهامو دستامو زمین میکوبیدم شوهرم بفهمه بیاد ولی صدام بیرون نمیومدم دقیقیا مثل اونا ک میگن اُپن خونمونو میدیدم درحالی ک اپن سرجاش بود پشت اپن اون دور دورا مثل یه جنگل تاریک میدیدم ک صدای گرگ اینا میومد خلاصه خیییلی ترسناک بود که یهو برگشتم 

دیگه نمیدونم میخواست ادامه داشته باشه من نزاشتم یاهمین بود 

ولی خیلی دوست دارم یبار برم مثل اونا ببینم همه چیو


پاشدم حالا دیگه از ترس نمیتونستم بخوابم 

اَللهُمَّ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَعَجِل فَرَجَهُم
من خواب دیدم گاهی باورش برام سخته ولی وقتی یاد خوابم می افتم باورش برام راحتر می شه ، خواب پل صراط و ...

وااااییییی چه ترسناک بیشتر بگو

اَللهُمَّ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَعَجِل فَرَجَهُم
اینجا یه کاربری هست اسمش مادر زنم هست خیلی خانم خوبیه، اون یکبار تعریف کرد

ببینم میتونم پیداش کنم بخونم 

مرسی

اَللهُمَّ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَعَجِل فَرَجَهُم

من همسرم خیلی کنجکاوه تعریف میکرد که یجا خونده بودم چ کارایی باید انجام بدم که روحم ازاد باشه و خودمم آگاه بتونم هرجایی که میخوام برم ۱ هفته در تلاش بودم تا آخر تونستم جوری که میخواستم شد با تمام آگاهی روحم از جسمم جدا شد و قشنگ میدیدم که روحم داره بلند میشه ازادانه تو خونه میرفتم خودمو که دیدم خوابم ترسیدم گفتم نکنه دیگه برنگردم میگه روحم صدای تپش شدید قلبمو تو اتاق میشنید میگه چقدر دست و پا زدم جقدر تلاش کردم تا تونستم برگردم به جسمم

اقایونی که هَوَل تشریف دارید درخواست ندید متاهل هستم حتی اگر تاپیک بزنم که با همسرم مشکل دارم باز شما فک نکن خبریه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108