2777
2789
عنوان

امروز

38 بازدید | 6 پست

تولدم بود مادرشوهرم زنگ زد تبریک گفت بعد دخترم گرفت حرف زدن بدخترم گفت تولد مامانته اینم گفت اره گفت تولد گرفتین گفت نه بابا نخرید اونم خندید 

حالا از فردا میخاد هرکی دید تعریف کنه بخنده 

نشستم دارم گریه میکنم

اَللهُمَّ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَعَجِل فَرَجَهُم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

وااینجور بخای نقطه ضعف نشون بدی ک فقط خودت از پا میفتی ک

پیش اونا نیستم ک ببینن 

ول قراره چند روز دیگه برا تولد جاریمو شوهرش تولد بگیرن 

حالا من نمیخاستم اونجوری مهمونی بگیرم همینم دخترم گفت نه بابا نخرید ک اونم خندید 

حالا میخاد هی بگه ب همه

اَللهُمَّ صَلِ عَلی مُحَمَّد وَ آلِ مُحَمَّد وَعَجِل فَرَجَهُم
پیش اونا نیستم ک ببینن ول قراره چند روز دیگه برا تولد جاریمو شوهرش تولد بگیرن حالا من نمیخاستم اونجو ...

خب شاید نگه

حالا تو از حالا استرس گرفتی

من براش احسن الخالقین بودم،ولی اون اکثرالخالقین دوس داشت🤧

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108