منم بابام فوت شده بود. داداشام خودشون سریع ازدواج کردن. نوبت من که شد هر خواسگاری میومد الکی ادا در میاوردن. در نهایت 30 سالگی ازدواج کردم. البته خانواده شوهرم 1 سال بود که میومدن خواسگاری. خیلی خیلی اصرار کردن. به کمک خواهرم بالاخره ازدواج کردم.
ولی همیشه ناراحتم که خیلی خیلی دیر ازدواج کردم