2777
2789
عنوان

ازدواجم رفته تو پاچه م برم یا بمونم

263 بازدید | 24 پست

من دانشجو بودم 

یه دانشگاه دولتی خوب تو تهران درس خوندم با معدل بالا 

سال اخر دانشگاه یکی اومد خواستگاریم از یه شهر کوچیک که نمایشگاه ماشین داشت و باباش کارخونه داشت و ادم پولداری بود .

من به پسره گفتم که بیاد تو شهر من چون من اگه برم تو شهر اونا واسم کار نیست ، 

همسرم گفت چرا میخوای واسه یکی دیگه تو کارخونه های تهران کار کنی ، خب بیا تو شهر ما اونجا من برات یه کارگاه مرتبط با رشته ت میزنم ، منم قبول کردم و تو مهریه هم این کارگاه رو ذکر کردم.

چند ماه شناختمش و همه جوره از اخلاقش راضی بودم و هستم.

مشکل اینه که همسرم نگفت که اون نمایشگاه و خونه ش و همه چیش به نام مادرشه و جز سه تا ماشین چیزی به نامش نداره و بعد از ازدواج خانوادش لج کردن ، نمایشگاه و خونه و ماشین همه رو ازش گرفتن .

شوهرم دو تا از ماشیناش رو فروخت و با وام ازدواجش رو هم تو شهر کوچیک خودشون یه هایپرمارکت زد که هیچ درامدی ازش ندیدیم ینی هر چی میفروشه دوباره جنس میخره .

برام عروسی و طلا و حتی یه دونه کالا از جهاز هیچی نخریدن و بابام برام خونه رهن کرد و کل جهازمو داد .

الان همسرم از ۷ صبح میره سر کار تا ۱۲ شب، حتی جمعه هم نداریم ، نه تفریح داریم نه وقت گذروندن با هم داریم ، حتی رابطه ج ن سی هم نداریم  باز اگه حداقل درامدش خوب بود یه چیزی ولی درامدی هم نداره اخه . درامد داره ها ولی تو خونه چیزی نمیاره اگه ماهی ۳۰۰ میلیون جنس میفروشه ، ماهی ۲۷۰ میلیون هم جنس میخره و ۳۰ میلیون اجاره میده .

خودمم میرم اموزشگاه زبان تدریس میکنم ، ولی افسرده شدم انگار دارم تنها زندگی میکنم اونم تو شهری که ازش متنفرم ، از دوستام و خانوادم و شغل مورد علاقه م و شهرم دور شدم در قبال هیچی . قرار بود اونا رو از دست بدم تا چیزای جدید به دست بیارم و من با اون وضع مشکلی نداشتم ، ولی نه اینکه همه چیزم رو از دست بدم 

حالا واقعا دو دلم ، جدا شم برگردم شهرم یا باهاش بمونم و زندگی کنم


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چرا همسرت نمیاد شهر شما؟

تلاش می کنم تا حد امکان به جای استفاده از واژه های غیر فارسی از معادل های فارسی استفاده کنم😁شما هم اگه جایی دیدید که واژه نامأنوس غیرفارسی استفاده کردم بهم تذکر بدید♥️

چه سخت من هیچ جوره حاضر نیستم برم یه شهر دیگه ولی برا شما ازدواج انگار فقط یه معامله بوده اگه دوسش ن ...

خب واقعا هم همینه دیگه ،

دختر یه سری چیزا میذاره ، پسرم یه سری چیزا میذاره زندگی میسازن 

اگه فقط دختر همه چیزشو بذاره 

یا فقط پسر همه چیزشو بذاره 

بی انصافیه

البته دوسش داشتم و هنوزم دارم ولی عقلم بیشتر از احساسم کار میکنه

والله جدا شدن که درست نیست،حالا خانوادش لابد به خاطر ازدواج با تو ترکش کردن!!! پس بمون اونام بلاخره ...

خب منم برا همین میخوام برم که خانوادش بهش برگردن 

والا هم خودش داره سختی میکشه هم من 

بذاره برم پی زندگیم تا خودشم دوباره حمایت اونا رو داشته باشه 

من که زورش نکردم بیاد خواستگاریم 

دروغ هم نگفتم 

ولی اونا دروغ گفتن

کت تا ابد تن زنیه ک با عقل پیش میره

دقیقا 

من نمیخوام خودم رو فدای کسی کنم 

نه میخوام کسی فدای من بشه 

نمیخوام فدای شوهرم بشم

نمیخوام هم اون فدای من بشه ،

من برم هم برا خودش بهتره هم برا من 

من برم شاید خانوادش دوباره ازش حمایت کنن 

منم میرم واسه خودم تلاش میکنم 

چون شرایطه مادر پدر خودمم خیلی حاد باید به فکر اونا باشم 

از هزار طرف تحت فشارم

عزیزم اون به عشق تو قید اون همه امکانات و زده تعجب میکنم ازت.

منم به خاطر پدر مادرم باید کار کنم و درامد خوب داشته باشم تو تهران

چون الان خانوادم به مشکل مالی خوردن چون واسه من زندگی تشکیل دادن .

شوهرم که نمیاد پول رهن خونه رو به بابام برگردونه چون پول نداره 

منم با تدریس زبان پولی دستم نمیاد 

باید کار با درامد بیشتر  کنم تا مشکلات پدر بیچاره م رو حل کنم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792